بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
443
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و تعليق آن بر ران مريض هم بغايت فائده دهد و جالينوس گويد انفع بود و جرم رودهء گرگ را خشك كرده با آنچه مناسب بود خورانيدن هم نافع آيد و همچنان كباب كرده خوردن هم قدرى شايد ليكن با چيزهاى نرم و سوده دادن بهتر بود و پوست پلنگ و ايل و گوسفندى كه گرگ آن را گرفته باشد و از گرگ جسته هر يكى ازينها را بر مريض تعليق كردن بسى فائده دهد و اگر آن زبل مذكور را درين پوستها كرده تعليق كنند اولى بود و بعضى آن را در ظرفى از نقره كرده بستهاند و فائده داده است و اگر بريسمان كه از پشم گوسفند مذكور بافته باشند تعليق كنند انسب باشد و عصارهء سرگين خر ماده كه دو دو بر هم چسبيده باشد دادن در حين اشتداد وجع عظيم نافع بود و بعضى از مجربان زبل كرك بعضى عصارهء مذكوره را بقولنجى قبل از حدوث قولنج دادند ديگر بار او را قولنج نگرفته و عقرب سر و دم افگنده بريان كرده دادن و همچنين خاكستر شاخ ايل را آشاميدن منفعت تمام دارد بتخصيص در شدت درد و روغن دنبه كرك بعضى از ان را در زندگى گوسفند بوده باشد خورانيدن و ماليدن و در حقنه كردن جمله نافع آيد و مجربست و خراطين خشك كرده را بر شكم بستن و شورباى كه از گوشت هدهد پخته باشند دادن و بر شكم ماليدن نافع آيد بغايت و مردم قولنجى را كه اين مرض هر سال يا زودتر بنوبت بازمىآيد چون در حين ابتداء مقدمات آن آنها را رفع كنند و بگذارند كه بقولنج كشد ديگر بار بازنيامد همچو نوبت تپ لرزه و اگر آيد ديرتر آيد و مجربست و آن شخصى را كه سابقا ذكر كردم كه قبل از مرض لرز و درد اعضاى سدى حضرت او را قبل از قولنج به شراب دينارى و حب الشفا تسكين كردند و بعد تسكين مسهل حبهاى قوى دادند ديگر بار زايد باز نيامد همچو نوبت تپ بدان محل فصل او را آن علت و اعراض پيدا نشد و مدتها خلاص يافت و بالجمله آنچه بتدبير ريحى مخصوص است آنست كه از مولدات باد پرحذر باشد و هر دواى و اغذيه كه به دو خورانند يا بنوعى ديگر استعمال نمايند جمله محلل باد و مقوى معده و امعا باشد آنچه مرا و در امراض ريحى مبين شده كه باد بين الطبيعتين باشد تدابير قوىتر و بمبالغهتر كنند و بر بستن شكم برفاده پهن بر محل وجع به تخصيص بر بالاى كماد بسى مفيد باشد و دلك محل به كف دست نرم نرم از طرف بالا بسوى شيب هم در حين تدهين شكم بروغنهاى محلل نافع آيد خصوصا آنجا كه ورم سپرز بر قولون راه باد را گرفته باشد ماليدن و جنبانيدن باخراج لازم بود و جالينوس گويد كه مانعترين چيزها در قولنج ريحى ترك طعام و شراب است آن مقدار كه ممكن بود زيرا كه تحليل ماده بدين فعل نمودن اسلم