بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

398

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

در علاج مقدم كوشند و مراعات موخر هم فى الجمله كنند و بسيار باشد كه تپهاى گرم خصوصا در سفرها سبب حرارت جگر شود و باستسقا كشد و مردم كم دانسته تدبير استسقا كنند و از تسكين حرارت پرحذر باشند و بيمار به زودى هلاك شود شخصى را چون ترك خراسانى تپى شد در راه تبريز در راه از جهت حرارت تپ و حركت هوا آب بيحد مىخورد و غذاى مناسبى نمىيافت و اكثر اوقات نان مىخورد و تپ او بيست روز كشيد و آخر تمامى پاها و دستها و روى او آماس پيدا كرد و سرفه برو غلبه كرد و اشتهاى او ساقط شد و از غلبه ضرب سرفه پهلوها و سينه او در درون درد محكم مىكرد حضرت جهت عادت اصلى و حرارت او فرمودند تا آردينه جهت او ترتيب مىكردند قاتق آن جفرات كرده بجاى آب او را دوغ مىدادند بدين تدبير تپ بر طرف شد و ورم كم‌كم مىشد تا به تمام صحت يافت و اللّه اعلم و امّا لحمى آنست كه رطوبات بلغمى و مائيت با خون در خلل ظاهر تمام اعضا درآيد و قوام گوشت تن همه همچون قوام خمير شود كه چون انگشت بر ان نهند فرونشيند و مدتى همچنان بماند و بدين مناسبت آن را لحمى نامند و سبب سابق اين مرض اغلب ضعف جگر باشد و آن مسبوق بود بضعف معده و اين ضعفها اگر از برد باشد و سبب اقرب از ضعف هاضمه رگها و اعضا باشد بواسطه ضعفهاى مذكور و باشد كه سرماى از خارج به تن رسد و مزاج اعضا و عروق را بد سازد و هضم ثالث ابتدا بد شود و آن خون در اعضا خام بماند و در گوشت درآيد و جزو آن به تمام نشود و رطوبات آن موجب ورم گردد و باشد كه سدهاى در منفذ رگها حادث شود از خوردن گل و امثال آن و آن سدها كيموس متين را از رسيدن اعضا بازدارند و رطوبتهاى رحيق آن بگدازد كه از سدها و اعضا پريشان گردد و باشد كه گداختن اخلاط و اعضا از حرارتى حادث گردد و از جهت سده در بعض مجارى به راه بول دفع نشود و با خون در بدن منتشر گردد علامت خاصهء لحمى آنست كه از تعريف فهم شد ليكن اول ورم در پايها پديد آيد بعد از ان در شكم و خصيها و بعد از ان در روى و دستها و بعد از ان در سائر اعضا و عريض و موجبى بودن نبض اينجا لازم باشد و آنجا كه بمشاركت عضوى ديگر باشد علامت آفت آن عضو هم ظاهر بود و هرگاه اين مرض مستحكم گردد و غلبه كند بدن بخيك پرباد بماند و چشمها ناپديد شود و باشد كه بعض جاها پوست از غلبه ورم بتركد و زردآبى رود و اين حال از غلبه كند و قوت باقى بود و يمكن كه مفيد باشد و چون آفت اين مرض عام‌ست