بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
396
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
تا ريگ نرم آوردند و ثلث آن زيره و ربع آن نمك سوده در آن كرده گرم كردند و بر لته پهن كرده پيوسته بر شكم او مىبستند و چون سرد مىشد تكرار مىكردند مدت يك ماه را بدين تدابير ورم از شكم او بپاهاى او آمد بعد از آن همين تكميد بر پايهاى او مىفرمودم تا از پايهاى او نيز ورم رفت چون اين ورم زائل شد بخارى از آن بدماغ او برآمد و شبكورى پيدا كرد و آن را نيز دو سه روز علاج كردم چنانچه در شبكورى مذكورست و من آن را سوء المزاج بارد تشخيص كرده بودم كه از سوداى سپرز واقع بود و گرانى هم قبل از آن در سپرز او بود و گل كبر و روغن دنبه اصلاح آن هم كرد و بدانكه هرگاه سوء المزاجات جگر كه اسباب سابقهاند مرتفع كردند و رفع سبب لاحق بيدغدغه بىتركيب تدبير سعى بايد نمودن كه به زودى حاصل گردد و اغلب آن باشد كه به مجرد ترك آب و آشاميدن و تسكين عطش به ماء جذب و آب برگ كوفته كبسى و تسكين جوع به پلاد و گل گيرد يا ماش و برنج با عدسيه و به بستن ريگ و زيره و نمك گرم كردن و بكم كردن ماده بمسهلى گاه گاه بصلاح مىآيد و من بسيار كس را بدين نوع علاج كردهام و آنجا كه سبب ورم گرم يا سرد بوده باشد بيشتر تدبير در اهتمام ورم بايد نمود بدستورى كه بمحلش مذكور شده و به نوعى كه در جگر كرم گفته شده ترتيب توزيع ( 1 ) ايام مرعى بايد داشتن و ما دام كه ورم مرتفع نشود راندن آب بر روى قوى نشايد و تلئين و انفتاح بفلوس خيار شنبر و روغن بادام بسى مفيد آيد و در ضمادات مبالغه كردن جهت ورم مناسب آن و هريك جدا به كار داشتن اولى باشد و اين استسقا ورمى مشكل العلاج بود بتخصيص آنچه متقرح گردد و اگر اتفاق افتد كه ورم بر طرف شود و هنوز قوت باقى باشد آن هنگام راندن آب بمسهلات و مدرات كه بسيار قوى نباشد و بدفعات يمكن كه فائده دهد و آنجا كه سبب گرد آمدن آب در شكم شگافته شدن مجرى بول بود از گرده اغلب آن باشد كه چون بر آن جانب خسپد و ترك آب و مائعات كنند و مدر به كار مىدارند آبها از همان شگاف بممر مثانه آيد و دفع شود و بعد از ان فكر رويانيدن عرق بايد كردن بدستورش شخصى را استسقاى زقى بود و شكم بغايت بزرگ شده و مرض استحكام يافته و از حركت بازمانده بود و بر دكانچه حقنه ناگاه از ان جا فروافتاد و شكم او بتركيد و تمامى آبها برفت جراحى بياوردند و شكم او را بدوختند و آن جراحت روئيده و او نمرد و صحت يافت و اين از عجايبهاى عالمست و مرا چنان مىنمايد كه همچنانچه در حين ريخته شدن ريم قرحه جگر به فضاى شكم مقرر كردهاند كه اندر كش ران راست پوست را بشگافند و صفاق را بستند و بنائزه آن ريمها را