بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
366
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و بعضى از علاج غشى به كار داشتن و ممكن بود كه رس با كبسى غير صبيال يا فادزهر در عسل آب گرم با اندك ترياق فاروقى در آب گل و يا اشربه مقويه حل ساخته او را مدد عظيم رساند و بتخصيص در غشى او بسبب وقوع آن اغلب از بودن بلغمى غليظ لزج بىطعم در فم معده و گرانى كردن بر آن و ميرانيدن قوت شهوانى را بفاسد ساختن مزاج آن و اللّه اعلم باب سيزدهم در بيان بعض امراض كه اكثر اطباى اين ممالك بتخصيص آن را بعضوى معين مناسب ندانستهاند بمناسبت بعضى امراض ذكر آن كردهاند و چون بعض ديگر و اغلب حكيمهاى هند آنها را از امراض معدى مىدارند بنابرين نادريابى جدا درين سوء المزاجى يابس باشد كه بر بدن غلبه كند و در صورت بمدقوقان مشابه گردد و بعضى از احوال پيران بر مريض طارى شود و اگرچه وقت ضعفهاى پرى نباشد ديدن مناسب بدين اسم سرسام بود و با اين سوء المزاج يابس گاهى گاهى سردى هم غالب رسيده را اين مرض افتد ليكن بزيادتى مناسب پيران را بيشتر از جوانان افتد و جوانان را بيشتر از كودكان و اسباب و نوع اين مرض پنج بود يكى آنكه در حين گشادگى مسامات و تحليل قوتها و حرص اعضا بر جذب آب چنانچه بعد از حركتهاى عنيف و حمام واقع است آب سردى غالب بيكبار دركشيده شود بدان جهت اعضا سرد شود و حرارت غريزى ضعيف گردد و قوت غاذيه از فعل خود بازماند و يبس به دو حاصل آيد دوم آنكه بخار رطوبات بدان جانب دال شود مزاج دل را سرد سازد و قوتها بدان جهت ضعيف گردد و تغذيه بدن ازو وضع طبيعى بگردد و فساد آن تمام بد باشد سوم آنكه بواسطهء رياضتى يا غير آن رطوبتهاى تن بگدازد و بتحليل رود و حرارت غريزى به سبب كمى ماده و مركب ضعيف شود و قوتها فتور و قصور يابد و ضعف قوى عادت گردد چهارم آنكه استفراغى قوى افتد و بدان جهت مواد حرارت غريزى ضائع مىشود و يبس و ضعف قواى عادت گردد پنجم آنكه در علاج بيماريهاى گرم تدبيرهاى سرد كنند بافراط تا مزاج بيكبار بگردد برد و ضعف ( قوى پديد آيد و حكماى يونان گفتهاند كه ) اگر كسى آن را علاج تواند كردن مركب را باز تواند داشتن و حكماى هند اكثر اوقات آن را ممكن العلاج دانند و بسيار هم علاج كنند و ايشان سبب اين علت برد و يبس معده و بعضى