بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

356

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

واقعست و يا درد معده باشد فقط چون چنانچه در سوء المزاجات ساذج و مادى فم معده بتخصيص سوء المزاج گرم و در تخمها و در حين اشتياق به تريهاى خنك و آب سرد در غلبه كرم در معده و افساد انها بمعده و اسحار و حركت واقعست و يا در معده و فم آن باشد بمشاركت عضوى ديگر چنانچه در حين حصول سده در مجراى كه ميان سپرز و معده است مىاوفتد به جهت نيامدن سوداى مدفوع و باعث بر شهوت از سپرز بر فم معده در وقت خلو و همچنين نقصان و بطلان شهوتى كه مىاوفتد در حين وقوع آماس در جگر و يا در مرى و يا در عروقى كه مىكشند غذا را از معده و يا در امعا و اشباه اينها و تقدم هر حالى ازين مذكورات و حصول هر سوء المزاجى چنانچه علامات اينها مبين شده آسان گرداند تشخيص مرض را علاج آنجا كه سبب مرض ديگر بود از امراض تن و روح و اعضا مشارك و مجاور و سوء المزاجات اعضا نخست تدبير آنها بايد كردن بدستورهاى كه در محلش مبين‌ست آنگاه تقويت معده نمودن و اگر علاجى مشترك النفع باشد اولى بود و آنجا كه سبب سوء المزاج معده باشد تدبير آن به نوعى كه سبقت بيان يافته بايد كردن و آنجا كه سبب امتلا باشد ترك غذا و شراب مدتى و حركت ملائم نافع بود و اگر امتلا غالب باشد تنقيه بايد كردن بوجهى كه انسب بود و در آن اثنا تقويت معده نمودن و بآهستگى و اندك‌اندك به غذا خوردن و طريق دفع امتلا جمله در اعياد بدانچه مناسب بود از تدبير ناقهان و بعض ضعفهاى مرض مرضى و مردم مسهل خورده هم سبقت بيان يافته و آنجا كه سبب چيزى متنفر بود بچيزهاى مشتهى تبديل بايد كردن و آنجا كه سبب تعد معتاد بود چنانچه اكثر زكيان و شارب الخمران مدمن الخمر را واقعست بلكه بعضى هستند كه مرضهاى ديگر نيز از ان سبب پيدا كنند چون دانند كه اگر منجر به مرض كلى مىشود به همان علاج كنند و بتدريج و حكمت آن عادت را ازيشان بيرون برند و بحب الشفا و حافظ الصحة و مفرحات آن را تبديل فرمايند چون از ترك عادت اينها آن مضرت نيابند كه از ترك آنها و فائدهء ازينها بيشتر يابند و آنجا كه سبب تخمه باشد دفع آن بدستورى كه سابق مذكور شده بايد كردن انگاه مشتهيات دادن و آنجا كه سبب ميل تريها و خنكيها باشد قبل از غذا از ان بايد دادن و ازين قبيل بسيار باشند كه ما دام كه آب يخ يا هندوانه سرد يا انار ميخوش بخورند و غذا نتواند خوردن و سبب اين گرمى و صفراويت معده بود و خوردن گرميها چون خمر و معجونهاى گرم و غيره و اين‌چنين مردم را تدابيرى سردى و ترى