بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
338
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
كه پيوسته در دهن داشته باشد و آب آن فرومىبرند و ترشيهاى مقوى معده انفعاند بتخصيص ناردان و رب بهى و غذاها و شربتهاى كه در امراض صفراوى مرارا مذكور شده و در بطلان اشتها خداوندان معدهاى گرم مذكور مىگيرد همه موافق بود و همچنين ادويههاى مقوى كه اينجا بيان مىشود و بعد تنقيه جمله نافع آيد و اگر ماده اندر تمام سطح معده آلائيده است و درد از خلو به امتداد كثير و غثيان و تهوع و كم نشدن وجع با وجود حدوث قى و دير و بد آمدن خلط در قى با وجود مقى مناسب بدان اشتهاد كند بغذاى رقيق و ميخوش و مرخى و غير قى بايد فرمودن و اگر بدين نشود مقى لائق با آن غذا ضم كنند و اگر بدين هم پاك نشود تعين گردد كه جرم ماده را بشرب كرده است پس اندك ايارج يا سقمونيا در سكنجبين بايد دادن و بعد آن آب غالب فاتر خورانيدن و قى فرمودن و در تسكين طبع غذاى مناسب دادن و روز ديگر را مسهل با ملين صفرا دادن و همچنين در هفته يك نوبت اين عمل كردن و غذاى شربت و دواى مقوى از انها كه جهت قسم سابق مقرر شده از مشتهيات دادن چندانكه طبع قرار گيرد و اگر ماده ريحى در قعر معده باشد و حدوث درد بعد غذاى لطيف و تهوع پيوسته بىدفع خلط و سستى و تلواسه و دشوار برآمدن ماده در قى با وجود اين معنى بر آن دال گردد و تنقيه بمسهل خلط غليظ صفراوى بايد كردن چون ايارج فيقرا و اشباه آن بعد از نضج به خوردن مطبوخات مناسبه قبل از ان و بعد تنقيه غذاهاى چاشنى كرده و شربتهاى پزاننده معتدل الطعم و الحرارة و مقوى معده بايد دادن چون اشتهاى ناردان و مويز و مغز بادام و نعناع و گشنيز داشته باشد و نعناع و مشرف و امثال اينها و اگر صفرا بسبب سودا يا غلبهء گرمى جگر و غلبهء آن بمعده مىآيد در رفع سده و اصلاح جگر بدستورى كه در محلش مبينست بايد كوشيدن و اگر از منفذ زهره مىآيد آن را سد كردن ممكن نباشد ليكن پيوسته به تنقيه صفرا و تعديل خلط و خالى نگذاشتن معده از چيزهاى ضد و معدل صفرا مراعات بايد نمودن و اگر به سبب گرمى معده صفرا بسيار به دو ميل كند علاج سوء المزاج حار نخست ملاحظه بايد نمودن بدستورش بايد كردن و آنجا كه سبب سوء المزاج سوداوى بود علامات سودا چنانچه سبقت بيان يافته بدان گواهى دهند نخست ملاحظه بايد فرمودن تا سودا از مراق مىآيد و بودن درد اغلب در طرف شب و بعد غذاهاى سرد و خشك بيشتر بودن و ميل درد گران بجانب مراق از طرف راست و عدم آفت سپرز و در فصول برد بيشتر بودن بدان گواهى دهد و يا از سپرز مىآيد و آفت سپرز بران دال بود