بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
339
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
پس از مراقى تدابيرى كه در ماليخوليا مراقى گفته شده آنچه لائق بود به كار بايد داشتن و در جلابى تدبير سپرز بدستورش نمودن و بعد اصلاح آن تنقيه معده و تقويت كردن در جمله از مولدات سودا و خشكىفزا پرحذر بودن و در ترطيب كوشيدن به شرطى كه از حاد معده نشود حضرت را ده سال تقريبا درد معده مراق بود بانواع معالجات كه در كتب مسطورست مشغول مىبودند و تفاوتى مىكرد امّا تمام بر طرف نمىشد جوكى آمد كيتى جبال مقوى برس ساخت و چند نوبت از ان داد در شب و روز بر بالاى طعام و قبل از ان و اسهال سوداوى چند برفق از ان واقع شد و تمام صحت يافتند و هرگاه بعد ايام اندك كوفتى در معده و قصور هضم درمىيافتند بعد چند روزى اعاده مىكردند تا مدتى را از ان امن شدند و چند جاى ديگر هم اين تجربه شد نافع آمد و مراهم اين نوع درد معده هفت و بمداومت پر درس كه بر بالاى طعام آخر را بر طرف شد و انفع اوقات خوردن اين دوا درين مرض طرف آخر روز و اول شب بود و بر بالاى طعام مناسب و ترك آب و اقتصار بر خربزه شيرين بدل آن در غير وقت امتلاى معده از طعام بسى نافع آيد و چند روز درد معده ريحى هم بمداومت رس علاج كردم و در صفراوى هم بسيار باشد كه بعد تنقيه نيكو بر بالاى طعام ترش شيرين مهارس خوردند و نافع آيد بخاصيتى كه در اوست در تقويت اعضا و در و در بلغمى كه نادر را از بلغم شور و يا ترش افتد همين دواها بعد تنقيه بلغم بقى مكررا بر بالاى طعام كم قاتق و يا بر ناشتا بسى نافع باشند بتخصيص كسى كه مقوى برس و صبيال و بدانكه بعضى كسان باشند كه چون طعام خورند بعد چند ساعت درد غلبه كند چنان بيقرار شوند كه تا قى نكنند و چيزى ترش برنيايد قرار نگيرند و سبب اين بودن خلط سودا باشد در قعر معده كه در وقت هضم با طعام بياميزد و منتشر گردد و بفم معده برآيد و درد آغاز كند و قى را درينجا بعد خوردن طعام و پيش از حدوث وجع عظيم نافع بود و اگر مقى مناسب بود كه ماده را بكند و يا طعام برآرد بسى نيكو باشد و بعد از ان اندك چيزى لطيف بايد خوردن و بر بالاى دواى مقوى به كار داشتن و تنقيه بمسهل اينجا عظيم نافع ايد و آسان بود و بهتر اين باشند و بسيار بود كه كسى بر بالاى آن مناسب بىتنقيه اصلاح كند شخصى را اندرون مىپيچيد شبيه به پيچيدن ناف امّا در حوالى معده ادراك آن مىكرد چون درد زياده مىشد قى مىكرد و شكمش هم گاهى