بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

313

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و يونس از جالينوس نقل كرده است كه او ديده كه بسرفه سنگ‌پاره‌ها برآمده است همچو زاله و اسكندر گفته است كه من ديدم كه بسرفه بزرگ سنگى برآمد همچو سنگ كه از مثانه بيرون آيد و بعد از برآمدن سنگ سرفه او زائل شد و يونس خود گويد كه من ديده‌ام كه سنگهاى خرد و درشت همچو خشك برآمد بسرفهء صعب بعد و چهار يا پنج و هر يكى به وزن سه قيراط و پس از ان سرفه كمتر شد ليكن علت بسل بازگشت و مريض بدان هلاك شد علاج قانون تدبير اينجا آنست كه بنگرند در آماس خونى و در آماس كه از خون و صفرا باشد كه از كدام جانب‌ست و آن را بسرخ شدن رخسار و تپ از ان جانب بيشتر و بگرانى جانب ورم و به بيشتر آمدن رطوبت از دهن در حين خفتن بران جانب نتوان تشخيص كردن و همچنين بعد طلا كردن لته به آب و گل تر كرده بر سينه مريض بملاحظه زودتر خشك شدن از جانب متورم پس اگر ورم از جانب راست بشش باشد از پاى راست فصد صافن كنند و بعد سه روز ازين فصد باسليق چپ كنند و اگر قوت قوى باشد ازين سه روز ديگر باسليق جانب موافق كنند تا ماده تمام پاك شود و اگر فصد اكحل نتوان اين فصد غالب موافق اخير لازم بود و اگر ورم اندر جانب چپ باشد برعكس اين مذكور عمل نمودن درين مرض اعتماد كل بر فصد كامل و بعده بر حقنه بود و استعمال بمسهل نيك نباشد بتخصيص كه تپ كرم بود و بمدد و گرانى نزديك چنبر كردن نمىباشد امّا در مركب اگر حس گرانى و تمدد و بشراسيف نيز همىيابند بعد فصد بملينات موافق تعديل و تقليل نهاد يا ممد و تعديل مزاج مناسب بود و نرم داشتن شكم در جمله بخورانيدن چيزهاى نرم و بىسفل شيرخشت و به داخل كردن بنفشه و شكر در كشكاب و شياف بسى نيكو آيد اينجا هيچ شربت خنك و قابض نتوان دادن بلكه همه چيزهاى ملين منضج و منقى معتدل و نفث گويد مناسب بود و اگر از جهت گرمى تپ بشربت خنك حاجت آيد شربتهاى جالى و ترىفزا چون آب خيار و آب هندوانه كشكاب و شراب بنفشه و آب كدو و عرق سوسن دادن جايز بود و اگر ورم از جنس حمرت باشد كشكاب و شراب بنفشه و آب كدو و عرق سوسن دادن جائز بود و آنجا كه مادهء خام بود يا اندر احشاء ديگر ورمى ديگر به دو جهت اوفتد و وحشت زياده گردد و در اول ضماد از موم سفيد و روغن بنفشه بايد ساختن و بعد از ان پيه مرغ و لعاب خطمى و لعاب بشكال به آن بايد آميختن و بتدريج با بابونه و نفث و بيخ سوسن اضافه كردن و همچو عصيده بيخته بر سينه به كار داشتن