بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

308

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

بلعاب تخم بهى بسرشند و حبها سازند مقدار فندقى خشك كرده در دهن مىدارند به تخصيص و اشتها ديگرى مرمكى دو درم ميعه تر يك درم رب السوس پنج درم نبات و نشاسته و مغز بادام مقشر از هر يكى سه درم صمغ يك درم و نيم افيون چهار دانگ و نيم جمله را سوده بلعاب تخم كتان بسرشند و حبها سازند مقدار نخودى بايد دانست كه سرفه و نزله از امراض وارده‌اند همچون رمد و حصبه و آبله و سرفه همچنانكه از هواى ترىفزا مىاوفتد از هواى عفن نيز گاهى مىاوفتد بسبب تنفر روح و شش از هواى مستنشق عفن و من چندين نوبت اين مشاهده كرده‌ام در هرات دو نوبت هوا اندك تعفنى پيدا كرده بود مولد سرفه عام بىنزله و بمرتبه بود روز سرفه كه منقطع نشدى باقى نيامدى و ضعيف نكردندى و اطفال بيهوش مىشدند و بسيار مردم از كوچك و بزرگ به همين منشى و زور سرفه هلاك شدند و در كرت اول آخر الامر زنجبيل خام سوده در آب گرم حكيمى هندى فرمود كه آشاميدند هر روز يك مثقال و بيشتر اكثر بدين علاج صحت يافتند و در كرت دوم كمتر مردند و بهار بود و علاج بفصد و تلئين كردند و بخوردند و زنجبيل سوده و بلع مرمكى شبها و در دهن گرفتن هليله و بيخ كخ و جوز بوا و دارچينى و نمك طبرزد و پوست نار شيرين سبها و آب آن را فرو بردن و بعضى حبهاء و خوردن غذاهاى ترياقى غليظ و كم ترشى بمدتى مديد واقع مىشد مرا و جمعى از مردم مرا اين سرفه واقع شد و بعلاجهاى مقدم سابق تخفيفى شد در دو ماه تا نقل هوا نكرديم مرتفع نشد در رى غلام چركس « 1 » صفراوى مزاج را در زمستان سرفه كهنه فاترى تشويش مىداد چنانچه بشب خواب نتوانست كردن و از ممسكات نزله و مخدرات گاهى مىخورد و غذاهاى مقرر و منفعتى نيكو نمىيافت او را مداومت انار ميخوش با پردهاى آن فرموديم و به همين صحت يافت و چند كس ديگر انار ميخوش را در شيب آتش مىپختند و مىخوردند و صحت يافتند و در آن فاتر هوا اندك بعضى داشت كنيزى را سرفه شدى چنانچه در تعفن مقدم گفته شد حضرت او را بحب الشفا بيهوش ساختند دو شبانه روز هيچ غذا و آب به دو ندادند و بعد دو شبانه روز قدرى شربت عسل به دو دادند و غذاى نرم خورانند فائده تام شد سرفه تسكين تمام يافته بود و بعلاج قوى ديگر محتاج نشد و چندين كس را ديدم كه جهت سرفهاى كهنه بر چال پيش كردن داغ كوچكى سوختند فائدهء عظيم يافتند و چند كس را ديدم

--> ( 1 ) در ترك قومىست