بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

256

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

دوائى سوزاننده بران محل طلا بايد كردن تا عود نكنند و صاحب را قبل از بريدن بيهوش بايد ساختن بحب الشفاى بزرگ و گفته‌اند كه روى سوخته و زرنيخ سرخ هر دو را به سركه سوده اندر چكانند تا گوشت فزونى و ثولول را بسوزد و ريش كند پس علاج ريش كنند و آنجا كه خلطى غليظ از قرحه و غيره در منفذ مانده باشد و تقدم وجع و قرحه سبب آن و ظهور ريم و عدم علامات ديگر اسباب بدان دلالت كند چيزهاى تحليل‌كننده بايد چكانيدن چون عصاره سداب با عسل آميخته و جند بيدستر اندر روغن شبت حل كرده يا اندر روغن بادامچه كوهى پازرد اندر بول يا اندر زهره حل كرده و طبيخ ابهل اندر سركه جوشيده چندانكه سركه سياه شده باشد و طبيخ خربق و جند بيدستر و بوره اندر خمر جمله نيمگرم و اين دواها جهت شوخ اصلى نيز نافع بود و اگر با خلط غليظ تنقيه از قرحه و غيره مانده باشد هم اين دواها مفيد آيد و آنجا كه سبب حدوث ورم بود تدبير ورم بايد كردن از هر نوع مناسب آن و علاج آن جدا مذكور خواهد شد و آنجا كه سبب آن ماندن سنگ و اشباه آن بود در منفذ روغن بايد چكانيدن با آب خمر يا سركه بعده ماشورهء بزرگ بر ممر آن نهادن و بدهن آن را كشيدن و گل و آنچه به آب نرم شود چون بران گوش خفته زور كند بيرون آيد و الا بىكافتن خارج نشود و آنجا كه سبب رفتن حيوانى بود در گوش احساس و حركت دغدغه بران شاهد بود همان تدابير گرم نافع آيد و اگر قطران اندر چكانند زود آن را بكشد و همچنين عصارهء و رب پياز با اندك سقمونيا يا اندك صبر جمله نيمگرم پس كشته آن را به احتياط بس بيرون بايد آوردن و آنجا كه سبب سوء المزاج ساذج باشد در تبديل مزاج عصب حس سمع بايد كوشيد چنان كه در بارد روغنهاى گرم‌كننده نيمگرم كرده بايد در چكانيدن چون روغن ترب و روغن شبت با اندك جند و روغن قسط مر و روغن بادامچه كوهى و از سرديها و ميوه و هواى سرد و لبنيات پر حذر بودن و مداومت خوردن جدوار با رس با بلادر پاكپتى كردن و در حار تسكين حرارت مزاج بايد كردن بدستور حميات و عصير عنب الثعلب و گشنيز تر و روغن گل بادامى و يا بنفشه بادام جمله باهم در چكانيدن و بران نصف سر طلاهاى خنك افگندن و در يابس گوش بر بخارهاى داشتن و شير زنان با روغن بنفشه در چكانيدن و از چيزهاى خشكىفزا دور بودن و گاه باشد كه در وى سابقا بوده باشد و جهت اصلاح آن دواهاى غير مناسب و متعاقب در گوش كرده باشند و مزاج عصب