بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
255
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بدوا و غيره گاهى واقع مىشود و اسهال بدان منقطع مىگردد و باشد كه از زور كردن بعنف افتد همچو زورقى و اشباه آن و باشد كه بادى غليظ در فضاى درون صماخ و يا نواحى پرده معشى درون گوش جمع آيد و از هواى خارج نيك متاثر نشود و يا حس عصب را لختى تيره كند و جمله اينها آنچه قوى افتد و متمكن و كهنه گردد علاج آن مشكل بود علاج آنجا كه سبب آن غلبه و تراكم چرك گوش و بسته شدن آن باشد و آن را بادخال ميل و عدم اسباب ديگر بتوان دانستن گوش را بر بخار آب گرم بايد داشتن بسيار و روغن عقرب و روغن بنفشه بادام نيمگرم با اندك سركه چكانند و بر جانب مخالف خفتن چندانكه نرم گردد انگاه بعد استحمام بران گوش خفتن و يا گوش بر تاوهء حمام نهادن و خفتن و زور كردن تا برون آيد و بميل رسد و بعد پاك شدن تدابير لطيف بايد كردن و مراعات گوش پيوسته نمودن تا ديگر چرك در مجرى غالب جمع نشود و گفتهاند كه اگر فتيله سازند و از تخم سپندان و بوره باهم كوفته در گوش نهند و سه روز بگذارند بعده در گرمابه لحظه گوش بر تابه گرم نهند و فتيله بيرون آورند چرك حل شده بسيار بيرون آيد و آنجا كه سبب حدوث گرم بود و خوردن و چنيدن و دغدغه درون گوش شاهد آن باشد چيزهاى كشنده گرم نيمگرم بايد در چكانيدن مثل عصاره برگ شفتالو و طبيخ ترمس و طبيخ درمنه تركى و روغن درمنه تركى و روغن عقرب جمله با عصير گشنيز تر و چون گرم بيرون آيد تنقيه مزاج و اصلاح گوش بايد كردن و تنقيه مقدم هم نافع بود ديدم سر پوشيده را كه بيمار بود تپ لازمه داشت بعد تنقيه گوش او درد كرد بعد دو روز درد چنان صعب شد كه بيطاقت شد و گريه بسيار كرد و در خواب شد ساعتى ناگاه از گوش وى ميانگاه كرمى ظاهر شد دو تا شد بىآنكه دواى در گوش او كنند آن را بلته گرفتند و بيرون كشيديد و كرمى سرخ بود همچون كرم معده و مقدار چهار انگشت طول او بود باريكتر از كرم معده همچون كرم سر چون داد به همان صحت يافت و آنچه درين باب آزمودهاند آنست كه دو درم شراب و سه درم عسل و يك درم روغن گل و سپيده و خايه مرغ بهم نيكو بياميزند و نيمگرم كنند و پشم پارهء بدان آلوده در گوش نهند و دست بران نهاده بران گوش خواب كنند يك ساعت و بعد از ان پشم بيرون آرند لحظه را كرم برآيد و آنجا كه سبب حدوث غشائى و يا ثولولى و يا گوشتى فزونى بود در مجرى و آن را بتوان ديدن جز دستكارى آن را تدبيرى نباشد و مبضع آن مقوس بايد و احتياط بسيار بايد كردن تا آفتى بعصب اصل گوش نرسد و بعد بريدن