بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
234
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و همچنين بطبيخ كاه كهنه گرم شستن و اللّه اعلم تكدر سوء المزاجى گرم و تر بود كه در چشم پديد آيد و به چشم كسى ماند كه بنياد رمد كرده و هنوز ورم حادث نشده و برين حال مانده باشد كه رگهاى برخاسته بود و سرخ بىرمص و بىضربان و وجع جهت قلت ماده آن و اين از اسباب باديه افتد مثل ضربه كه به چشم رسد و از سبب الم ماده بدانجا ميل كند و با گرمى آفتاب و اشباه آن بخارات سر را در حركت آورد و به ظاهر ملتحمه كشد و يا سرماى سخت كه بخارات سر و چشم را حقن كند و گرمتر سازد تا بدان جهت بجنبد و لختى به ظاهر چشم آيد و با خوردن چيزهاى گرم كه بخارات را گرم كند و لختى به چشم فرستد و يا خوردن چيزهاى مسكر و مخدر كه بتحريك و تغليظ بخارات دماغ را گرم سازند و لختى به چشم ميل كند و سرخ سازد علاج آنچه بقطع سبب و تدارك وحشت آن بر طرف شود فبها و نغمه و آنچه بدان زائل نگردد خفيفى از علاج رمد بايد كردن مثل طلاى آب گشنيز و حضض برو ماميثا بر گرد چشم و توتياى مغسول همچنان خشك بر گرد چشم ماليدن از بيرون و گاهى مهالك كشيدن و گاهى گلاب اندر چكانيدن خصوصا كه بوى به غسل سبب آن شده باشد و بغلها را هم بگلاب شستن و عرقشكن ماليدن نافع بود و اكثر بعد تمكن بكشيدن توتياى پرورده بشلغم و يا غوره آن بر طرف شود و اللّه اعلم ظفره كه آن را به فارسى ناخنه گويند فزونى بود ناهموار از جنس غشاء كه بر ملتحمه يا بر غشاى كه ستر چشمست پديد آيد و از قسم هيچكدام نباشد و اين اكثر از كنج انسى چشم آغاز كند و باشد كه از كنج وحشى آغاز كند و گاه بود كه از گوشه انسى هر دو چشم بنياد كند از جهت غلبگى ماده و باشد كه اين ناخنه بتدريج بزرگ شود تا حدى كه روى حدقه را بپوشد و ديدن نتواند و لون آن يا سفيد يا زرد بود يا سرخ يا كمد بحسب اخلاطى كه سبب تكون آن شده باشد و از جمله آنچه سپيد و رقيق و نو باشد بدوا علاج بهتر پذيرد و دوا اندر سرخ غليظ آن اثرى نباشد علاج در جمله بهتر از دستكارى نبود چه هر دوائى كه براى تحليل آن در چشم افگندن چون حدقه بغايت نازكست مضرت آن قبل از منفعت رسانيدن بناخنه بحدقه رسد مگر دوائى كه بخاصيت جامع النفع بود كه استعمال آن توان امّا در ابتدا اگر تنقيه كنند و انگبين بزهرهء بز آميخته مىكشند و كحل و يا شياف قيصر به كار مىدارد هر شب نافع بود و جالينوس آورده است كه اصل سوسن خشك را همچو غبار سوده در چشم كشيدن ناخنه ضعيف را ببرد و اللّه اعلم سبل پرده بود غليظ و بسرخى مائل كه بر سطح ظاهر تمام چشم پديد آيد و ابتداى ظهور آن از اطراف چشم بود و بآهستگى زياده شود و سبب آن منتفخ شدن رگهاى خشم بود از خون فاسد كه در امتلاى سر و ضعف مزاج بر انجا ريخته شود و اكثر با خارش بود و صاحب