بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
209
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
سبب فالج يا آنست كه روح حساس و محرك در آن عضو نفوذ نمىكند و يا آنست كه با وجود نفوذ اثر و قوت آن را عضو قبول نمىكند به جهت سوء المزاج مفرطى كه عارض آن شده و اين سوء المزاج اغلب بارد مىباشد يا رطب جهت آنكه برودت به تكثيف و اجماد و اجتماع اجزاى عضو سد مجارى روح مىكند و رطوبت بارخا و ترهل و درهم نشاندن اجزاى عضو سد مىكند و حرارت و يبوست بخلاف فعل اينها مىكنند ليكن در افراط يمكن كه تخفيف تام و سد مجارى كنند و اين فالج سوء المزاجى در يك عضوى از اعضا افتد نه در تمام بدن و نه در يك شق چون فالج مثانه و ذكر و اشباه آن جهت عدم اتفاق سوء المزاج اعضاى مختلفه الطبائع و دفعى نيز نتواند واقع شدن جهت آنكه حصول سوء المزاج ساذج تام را مدتى مىبايد و امّا عدم نفوذ روح حساس و محرك در عضو يا بسبب قطع مجارى باشد از پهنا و يا بسبب سده بود كه در مجارى روح واقع شود و از غلبه خلط يا از غليظى آن يا از لزوجت آن يا از منقبض شدن عضو يعنى بهم در نشستن اجزاى آن به جهت رسيدن سرماى عظيم بيكبار بعضو يا رسيدن ضربهء سخت و يا وقوع شدّى و حنفى محكم از خارج و يا مجاورت ورمى و يا ميل نمودن مهره از مهرهاى گردن و پشت و يا از غلبه غلظت جوهر عضو همچو پوست عقب و باشد كه سده و انقباض هر دو مانع شوند چنانچه ورمى كه در تمامى منابت عصب افتد از سقطه قوى يا در شعبه از شعبهاى آن و فرق ميان آنكه فالجى كه بعد از ضرب يا سقوط واقع شود بسبب قطع مجاريست يا بسبب انقباض از ورم بدان كنند كه فالج قطعى دفعى بود و ورمى تدريجى و ببايد دانستن كه هرگاه سبب فالج در يك شعبه عصب افتد اعضاى كه حس و حركت بوسيلهء آن مىرسد مفلوج شوند و باشد كه در عصب حركت افتد و عصب حس سلامت بود و عضو مفلوج را احساس باشد و هرگاه سبب در يك شق نخاع از گردن افتد نصف بدن در طول مفلوج گردد و ليكن رو بسلامت بود از جهت آنكه اكثر اعصاب روى از جوهر دماغ رسته است و هرگاه سبب در يك شق بطن موخر دماغ افتد يك نصف بدن در طول و يك نصف پوست روى مفلوج گردد و نصف پوست سر نيز حذر شود جهت رستن بعضى اعصاب آنها ازين بطن و اگر سبب در هر دو شق بطن موخر باشد تمامى بدن غير از سر مفلوج گردد و مراد مراد از سرما فوق رقبه است جهت آنكه اكثر اعصاب حس و حركت سر و روى از بطنين مقدم دماغ رستهاند و هم بدين جهت حس و حركت اعضاى درونى هم بسلامت باشد و اگر سبب در جمله بطن ديگر افتد آن سكته مهلك مذكور بود و اين علت فالج از انتقال امراض چون ماليخوليا و حصبه و ارمنى دانه