بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
210
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و صرع و اختناق رحم و ذات الجنب و ذات الريه و ليثرغس و حذر و لقوه و اماس عضله كردن بسيار افتد و گاه باشد كه بسبب خشمى عظيم يا بسبب خوفى و اندوهى غالب و يا بسبب حركتى رطوبتى فزونى كه اندر تن ساكن بوده بجنبد و به اطراف فرود آيد و عضوى مفلوج گردد و در امتلاء بدن فالج عام هم ممكن و هر عضوى مفلوج كه رنگ آن برنگ تن نزديك بود و لاغر و كوچك نشود و قطعى و انتقالى نباشد علاجپذير بود و آنچه بر خلاف اينها باشد علاج آن مشكل بود نبض مفلوج از بطوء و ضعف و فرّات و بىنظامى و تفاوت و تواتر خالى نباشد بتخصيص اندر سوء المزاجات بارد و رطب و بول اكثر را سفيد بود مگر آنجا كه جگر و يا گرده ضعيف باشد كه بسرخى مائل باشد جهت قصور در تقسيم و تفريق خون و در خلطى و ورمى نبض و بول مناسب باشد به حال هريك چنانچه در ابواب سابقه معلوم گشت و آنجا كه بسبب سوء المزاج عضو بود و فالج در عضوى ظاهرى باشد مثل ذكر و انگشت و دست و غيره بضمادها و كمادهاى مناسب و تدهين متصل بدهن مسمن و دهن راحه و تعديل مزاج بمداومت كنتى و رسن رى و بلادريات علاج كنند و آنجا كه علت در عضوى باطنى بود چون مثانه و معاى مستقيم و اشباه آن بحقنهاى مناسب و ضمادها و طلاها و كمادهاى لائق از بيرون و تعديل مزاج بمذكورات علاج كنند و بيان اينها در تفصيل امراض آن اعضا مذكور گردد ان شاء اللّه تعالى و آنجا كه سبب سده باشد بايد ديدن اگر از مادهء دموى غالبست و سحنه و فصل و سن و قوت مساعد باشند اول فصد كنند و سه شبانروز اگر ممكن باشد هيچ غذا ندهند و بعد از ان هر روز غذاهاى مىدهند كه بجوهر لطيف بود و به اثر مقوى و مفتح سدّه بر اشتهاى غالب صادق و از پى آن دواى دهند كه تفتيح كند سده را و خون را بخورد بخاصيت و كم سازد و اين فعل در سن پرقوت بود و يا خود تفتيح كند و عصب را از آفات پاك سازند همچو بلادر و همواره چيزهايى كه مقوى عصب و محلل ماده و مفتح بود مىمالند بتخصيص دهن راحه و دهن سمن كه درينباب آيتىاند و چون مرض در يك شق بود تمامى مهرهاى گردن و پشت و آن يكدست و يك پاى و يك سرين را روغن و ادويه مىمالند و در يك گرم نهند و تكميد ريگ و زيره كنند و اگر در تمام شقين باشد جمله را تدهين و تكميد كنند دورست در ريگ گرم نشيند و غسل اندر آب گرم معادن آب دريا عظيم نافع آيد و طلاى تيزاب نرم بر مبادى عصبها از نخاع و فقرات و بعده بموم روغن نفط چرب داشتن بسى مفيد بود و اگر گاهگاهى قى كند به خوردن تيزاب نرم ساخته و آنچه مثل آن بود يمكن كه عظيم مفيد آيد