بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

197

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

از ان بدماغ برمىآيد ليكن در بيدارى بحركتها تحليل مىيابد و امّا در خواب به جهت رفع حركات دماغ را فرد مىگيرد و گاهى بود كه سرماى سرد بدماغ رسد بتخصيص در خواب و دماغ را كثيف سازد و فراهم فشارد و كابوسى تولد كند و در خواب لون بخار هر خلطى چنانچه در دلائل مذكور شد مىنمايد و بر علامات هر خلطى چنانچه مبين شد بهم قرنيه باشد علاج آنجا كه مادهء خون بود فصد باسليق يا صافن بايد كردن و تلطيف غذا و تقويت دماغ نمودن و اگر بمسهلى مناسب بعد فصد دماغ را پاك سازند مناسب بود و تقويت معده بعد تنقيه و تسكين بخار لازم بود و ديگر اخلاط ديگر تنقيه متوالى و برفق بايد كردن و قى بسى نافع بود در هفته دو نوبت و گاهى خوردن چند بيدستر و بوئيدن آن اكثر اوقات مفيد بود غذاهاى لطيف كم بخار چون نخود آب نافع باشد و بعد تنقيه تقويت دماغ و معده و منع بخار واجب بود و غرغره متوالى و احتقان نيكو بود ديدم چند كس را كه از غلبهء مصاحبت مصروع و بسيار نشستن اين مرض پيدا كردند و يكى در سن چهل سالگى صرع نيز پيدا كرد و اللّه اعلم مصرع اين علتى بود كه يك بار قوت حس و حركت ارادى لختى از كار بازماند بسبب مانعى و افعال اندامهاى حس و حركت بىنظام شود و در اكثر تشنج اندر آنها پديد آيد و صاحب آن اگر ايستاده يا نشسته بود بيفتد و بدين جهت موسوم بصرع كه در لغت افتادن‌ست گشته و اغلب كفك بر لب آوردند و سبب آن علت سده بود ناتمام كه اندر بطون نفس مغز افتد بتخصيص در مقدم و آفت آن بجمله بار دهد و چون دماغ به جهت حذر از موزى و دفع آن خود را بهم دركشد اعصاب بدان واسطه متشنج گردند و و اين همچنان بود كه معده گاهى كه خواهد كه طعام فاسد را از خود دفع كند خود را فراهم آورد و قوت دافعه آن تهوع و فواق كند و همچنين شش نيز چون خواهد كه خلط حاد نزله يا موذى را چون گرد و دود از خود دفع كند خود را فراهم آرد و قوت دافع آن بمدد هوا آن را دفع طلبد و حركت سرفه پديد آيد پس صرع دماغ را همچو فواق بود معده را سرفه شش را و عطسه نيز دماغ را از حذر كردن از موذى و فراهم كشيدن خود افتد مثل صرع فلهذا صرع عطسه بود دراز و عطسه صرعى بود كوتاه و جهت كوتاهى عطسه لطافت و اندكى ماده بود كه طبيعت آن را به زودى دفع كند بمجراى بينى از سوى پيش و حركت دماغ و هواى مستنشق بران يارى كنند و مادهء صرع به جهت غلبه و ضعف طبيعت و بازرسيدن آن همه بطنهاى دماغ مدت تحليل و دفع آن دراز گردد و سبب آن سده و يا باهم دركشيدن دماغ بود از رسيدن بخارى موذى