بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

198

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

از عضوى مشارك كه بدان جهت مسالك روح بسته گردد و افعال آن ناقص شود و يا از رسيدن كيفيت سميه از خارج چنانچه از رايحه بيش و سبع عقرب بتخصيص بر عضله و يا از رسيدن كيفيت سميه از داخل چنانچه از حيض محتبس و يا از منى متراكم و فاسد گشته در اوعيه منى و رحم و اشباه آن و يا از رطوبتى قليل روية الجوهر كه اندر دماغ جاى يافته باشد و بكيفيت ايذا كند و ماغزا و يا خود مادى غليظ باشد كه محتبس گردد به جهت غلظ در گذرگاه روح و يا برجوشيدن رطوبات بود اندر دماغ و سد كردن منافذ ان و يا غلبهء بلغمى غليظ يا رقيق يا سوداى رقيق بود و ازين دو خلط بيشتر افتد و از خون سوداى و بلغمى نيز افتد و باشد كه نادر از برجوشيدن خون فقط يا از صفراوى فقط افتد و حق آنست كه اين سده از بخار غليظست چنانچه راى قومى و ارسطو و بعضى از چوگيان برين‌ست و حدوث اين بخار نيز در عضوى ديگرست چه ناگاه افتادن اين مرض و زود آگاه شدن مريض و به حال اصلى آمدن دليل نيكو بود برين معنى و تو صرع را جهت آنست كه از بخار در هر نوبت چيزى اندر تجاويف دماغ باقى مانده بواسطه ضعف دماغ و به ادنى محركى در حركت آيد و دماغ و روح را برنجاند و بسيار باشد كه حس دماغ قوى بود كيفيتهاى ناموافق را زد و دريابد و صرع تولد كند صرع دماغى همين دو نوع بود و باقى از اعضاى مشاركت افتد و اكثر صرعى كه ثابت شود سبب آن بخار معده باشد يا مراق يا سپرز يا تمام بدن يا پايها يا دستها و باقى صرعها كه از دكاء حس و يا از بخار كرم شكم و يا از فساد منى يا حيض و يا وقت حمل و اشباه آنها افتد برفع اينها زود مرتفع گردد و مراقى بدتر از آن جمله بود و طحالى نيز بدترين فريب باشد و بسيار بماليخوليا و مانيا منتقل شود و بسيار به تپ ربع زائل شود و به هوش آمدن از صرع و اشباه آن تحليل بخار و دفع خلط موذى بود و ناتمامى اين سده بدان معلوم گردد كه حركت گاهى لختى باقى بود چنانچه مصروع احيانا بىتشنج باشد و اندك دهن جنباند و نادانسته كلمه گويد و اگر سده تمام بودى سكته شدى و تمام حس و حركت مرتفع گشتى و ببايد دانست كه هر صرع كه پيش از بيست و پنج سالگى افتد درگذرد و امّا بعد از بيست و پنج سالگى برء آن كم اتفاق افتد و علاج آن بغايت صعب بود بعضى اطبا طمع برء آن را منع كرده‌اند و من در قزوين سيدى را ديدم كه بعد پنجاه سالگى صرع پيدا كرد و در شصت سالگى بر طرف شد و چندين جوان را ديديم كه بعد سى سالگى صرع پيدا كردند و صحت يافتند چنانچه بعضى را بعلاج وى اطلاع بود و در معالجات