بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
159
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و آنجا كه سر استخوان شاخ شاخ شده باشد و آن را شنطايا گويند به قوت تمام و بالتها و بريسمانها آن را نيك ببايد كشيد با شنطايا برابر يكدگر شود و هريك بجاى خويش نبستش باز نشيند و درين حين بدست نيك ببايد ماليد و راست داشتن آنگاه عضو را از كشيدن بآهستگى باز گذاشتن و بستن و اگر پارهء استخوان از اصل جدا شده باشد و غشا و عضله را مىخلد و درد زياده مىشود آن موضع را بايد شگافت و آن را بيرون گرفتن و اگر نتوان بيرون گرفتن زوائد آن را ببايد بريد و چون جراحت را فراخ بايد ساخت مصلحت عضلها و عصبها و شرائين آن را نگاه بايد داشت و آنجا دانند كه آفتى تولد مىكند مهمل بايد گذاشت و آنجا كه استخوان نيك ريزه شده باشد جمله را اگر ممكن بود بيرون بايد آورد و آنجا كه همچو خشخاش آواز مىدهد ليكن از اندام خود بيرون رفته اميدوار بود كه چون بهبندند بر حوالى آنها ونشيد بسته گردد و جمله را فروگيرد آنجا كه با شكستگى جراحتى و قصور عصبى با خلع و يا وثى افتاده باشد طريق جراحى و ردادى و مجبرى جمله مرعى بايد داشت چنانچه مبين گشته و تاخير جبر درد جهت جراحت نشايد كرد زيرا كه تا وقت درست شدن جراحت موضع صلب گردد و راست نتوان كردن مگر بكشيدن صعب و از ان در وى عظيم تولد كند و باشد كه خطرى بزرگتر افتد و گاهى كه چنان تقصيرى شده باشد بيم خطر عظيم از راست كردن عضو ببيند اولى آنست كه بگذارند تا همچنان كوز برويد زيرا كه كوزى يك عضو بهتر از خطر آن بود همين ملاحظه بايد كرد و آنجا كه كوز رسته را خواهند كه باز بشكند و راست بهبندد و طريق منع آماس به قصد و ادويه و اشربه و تلئين طبع و غيره و طريق رد خون و منع از جراحات و علاج اعصاب و كوفتگى اعضا جمله همانست كه در مباحث كوفتها و جراحت و روادى گفته شده و استخراج اليق و امتزاج آنها بر عاقل مخفى نخواهد بود همچنين اوقات استعمال آنها بدان كه طريق بريدن شنطيه آنست كه نمدى نرم سوراخ كنند به اندازه شنطيه و آن محل خليدن سر شنطيه نهند و سر شنطيه را بدان سوراخ بيرون آورند آن مقدار كه ممكن بود و يابد پس پوستى بر ان شكل بر زير نمد نهند و شنطيه را هم بدين پوست بيرون آورند آن و دست بر پوست و نمد فرو فشارند به طرف اصل شنطيه چندانكه فشار بران اصل نشيند و آن را از اصل بردارند و منشاء بغايت نازك و تيز مىبايد و طريق بستن بر افاده و تخته و غيره آنست كه چون عضو را كشيدند و بدست هموار و نظام اصلى داشتند اول رفادهاى كتان نرم و پاكيزه بر تمام محل شكست نهند و بعصابه پيچند پس بندى مضبوط بران بندند و تا چهار روز همچنين پوش مىدارند و بعد از ان چهار تخته نرم و هموار از چهار طرف آن بر بالاى فاده نهند و اگر آن عضو را اطراف اربعه باشد و بعصابه پيچند بندهاى عصابهها را چنان بندند كه لختى بر جايگاه