بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

160

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

درست افتد از دو طرف و باقى بر جايگاه كسر تا آن را فراگيرد و جايگاه شكستگى را سخت‌تر از حوالى بايد بست و شكستگى بزرگ را بسه عصابه بايد بست يكى بر رفاده‌ها تا آن را تنگ فراگيرد جايگاه را سخت‌تر و دوم بر تخته تا محكم نگاه دارد و فضول را از جايگاه شكستگى بازدارد و ديگرى بر مجموع جهت استحكام جمله و بند عصابه نخستين را از فروسوى بالا بايد پيچند و بند عصابه دوم را برعكس و بند عصابه سوم را بهر دو نوع چنانچه جمله را فرارسد و پهناى عصابه در خور شكستگى هر عضو بايد چنانچه عرض عصابه سينه و پهلو بقريب يك شبر بايد و عرض عصابه ساق و ساعد از سه انگشت بود تا چهار انگشت و از انگشتان كمتر و برين قياس در باقى و اين به راى مجبّر متعلق بود هرچند عضو شكسته بزرگتر بود تخته ديرتر بايد نهاد زيرا كه زود بستن كوفت كند و غذا بد رسد مگر آنجا كه ترسند كه عضو كوز شود و آفت آن بزرگ شود و اگرچه روز نخستين باشد تخته بربايد نهاد و تحقيق آن بمجبر و ماهر متعلق بود و بعد بستن هم ديردير بايد گشاد در فاده تخته بند هم بيشتر بايد و ابقراط مىگويد كه بسته را روزى مىبايد گشاد و روزى نه تا بيمار منجر نشود و خارش رنجه ندارد و هربار كه بگشايند بر همان گونه كه بسته بودند بايد بست و شكل بندد و نهاد رفاده‌ها و تختها نشايد گردانند تا آنچه بسته مىگردد تباه نشود و عضو از شكل خويش نگردد و پيچيده نشود و درد نخيزد چون هفته بگذرد در چهار روز يك بار بايد گشاد يا در هر پنج‌روز از بهر آنكه پس از هفته از آماس و خارش ايمن شوند و بند را نيز اندك‌اندك سست‌تر كنند تا غذا بدان محل بهتر راه يابد و اندر دور گردن تخته شتاب نبايد كرد و اگرچه كمان افتد كه بسته شده جهت آنكه ممكن بود كه هنوز دشبد محكم نشده باشد و عضو پيچد و كوز بماند و بسيار بود كه ده روز يا بيست روز تخته بسته دارند و ليكن همواره احتياط مىكنند تا اگر لون پوست و حال گوشت متغير شود بتدارك آن مبادرت نمايند و بعضى مجبران هرگاه كه بند بگشايند به آب نيك فاتر نطول كنند تا ماده دشبد بدانجا بيشتر آيد و بعضى روغن و آب گرم را پيش از آنكه به‌بندند نطول كنند تا عصبها را نرم كند و الم كشيدن كمتر شود و ليكن در وقت بستن تجويز نكنند زيرا كه نگذارد كه دشبد محكم شود و آنجا كه ضماد يا طلا بران خشك شده باشد و درد خواسته و خواهند كه بگشايند اندكى روغن طلا كردن جائز بود بتخصيص كسانى را كه مزاج تر بود آنجا كه با شكستگى جراحتى رسيده باشد رفاده تخته از جايگاه جراحت دور بايد داشت و اين چنان بود كه جايگاه جراحت را برهنه گذارند و بر حوالى آن رفاده‌ها و تختها برنهند و به بندند بر شكل موافق‌تر و جراحت را برهنه مرهم مىنهند