بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
149
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
آماس اندر گوشت و پوست هر دو باشد و بغور و تمدد بود و درد و ضربان بسيار كند جهت ملاقات شرائين و هرگاه خون رقيق بود ورم اندر پوست باشد و ضربان نكند جهت آنكه شرائين اندر پوست نباشد و ملمس جمله گرم باشد و لون آن بسرخى تيره گرايد و باشد كه بسبزى مائل شود چون انگشت بران لختى فشارند سرخى آن زائل نشود و گاه باشد كه با آن تپى سخت گرم پديد آيد و بسيار بود كه مادهء آن بد شود و عضو را تباه كند و آنچه ماده آن نيك بود زود پخته گردد و سر كند و ريش آن به زودى بصلاح آيد و باشد كه تحليل پذيرد و ريم نكند و هر ورم كه پخته شود درد و ضربان وى تسكين يابد و محل آن از خاريدن خالى نباشد و چون مادهء دم اندر فلغمونى بىاخلاط خلط ديگر كم مىباشد ممكن بود كه صفراى كه با آن آميخته بود زود تحليل پذيرد و باقى صلب گردد و باشد كه رطوبتى رقيق با خون آميخته باشد و آماس همچو تبهجى نمايد و برنگ سرخ و بملس گرم بود و هيچ صلب نباشد علاج آنجا كه سبب آن لاحق بود و امتلاى در تن باشد نخست فصد نيكو بايد كرد انگاه تحليل ماده و اخراج آن از عضو مشغول بايد شد بضمادها و كمادها و طلاهاى محلل مناسب و بدستكارى از افگندن علق و شگافتن و ريش كردن و يا بستن عضو ماؤف و گرم داشتن آن و اشباه اينها آنچه راى طبيب صلاح بينند و تخفيف غذا و منع امتلا لازم بود و اگر امتلاى نباشد جز باصلاح ورم مشغول نبايد بود و اكثر اين نوع ورم بتحليل زائل شود و طلا كردن صندل سرخ و زعفران برابر به آب گشنيز تر سائيده درد اين ورم را زود بنشاند و همچنين پشمپاره بروغن نيم گرم آلائيده نهادن هر ساعت و آنجا كه سبب آن سابق بود هم در ابتدا فصد بايد كرد و هم استفراغ خلط غالب بعد الفصد و هم تحليل به طلا و ضماد از امتلاى سخت پر حذر بودن پس ملاحظه كردن اگر ماده از عضوى شريف بعضوى خسيس مندفع گشته چنانچه از دماغ به پس گوشها و از جگر بكش رانها و از دل به بغلها كه مقارع ايشاناند و امثال اينها به هيچ حال دواى سرد و رادع استعمال نكنند كه بيم رجوع ماده بود بدان اعضاى شريفه و وحشت آن بيشتر باشد چه بدين حركت فساد آن خلط زياده شده است و طريق علاج اين هنگام باستعمال مرخيات بود مثل روغن در آب گرم طلا كردن و ملغات محلل و اشباه آنها تا جذب ماده از عضو شريف بالتمام واقع شود و انگاه آن ماده را تحليل دهند يا اخراج كنند بوجهى كه مصلحت آن باشد و اكثر آن باشد كه ماده كه برين اعضا ريخته شود پخته گردد و سر كند و زود شگافتن آنها در اول پختگى صلاح باشد و اگر چنانچه اولا دفع طبيعت بعضو شريف اتفاق افتاده باشد و يا در عضوى كه