بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

150

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

گوشت كم دارد و بحجاب نزديك‌ست و يا رگ شريان و عصب بسيار داند يا مفصلى باشد انجا از مرخيات و محللات جاذب هيچ به كار نشايد داشت زيرا كه ماده بدانجا بسيار ميل كند و ضرر آن بسيار شود و حجاب و بندگاه و عضو شريف را بيم آفت بود و درد و ضربان در اعضاى شريانى و عصبانى عظيم مولم باشد و طريق علاج استعمال روادع بود اولا تا ميل ماده بسيار را بازدارد و بعد قرار ماده بعضو ريخته رادع را يا محلل منضج و مرخى بايد آميختن تا از سبب ملاقات رادع آنچه ريخته شده غليظ و مستحكم نگردد و تمام نماند و در اواخر همه منضج محلل محض به كار بايد داشت تا ماده زود پخته شود و مندفع گردد و اگر دانند كه جاى پختن ماده نيست و بدستكارى اصلاح مىپذيرد اولى آن بود كه پخته شدن اگر پوست قوى بود و سر نمىكند هم ببايد شگافت تا ماده فاسد جاى نگيرد و محل آن گشاده بشود كسى كه بآهن نخواهد كه بشگافد به تيزاب فاروقى شگافد يا بداروهاى تيز و به تيزاب بهتر و اسرع شود جالينوس گويد هرگاه آماس بزرگ و يا ضربان صعب بود اميد تحليل يافتن آن نبايد داشت و زود آن را بايد پزانيدن و يا دستكارى نمودن زيرا كه از مهلت آن بيم باشد كه صلب شود و رنگ آن سبز يا سياه شود و عضو را تباه كند و ورمى كه رنگ آن متغير شده باشد جز دستكارى دوائى نباشد و ديوچه افگندن عظيم نافع آيد و ورمى كه بر گوشت غليظ افتد ما دام كه نيك پخته نشود نبايد شگافت زيرا كه مدت سيلان ريم و زرد آب دراز گردد بيان دواى رادع مناسب شياف ماميثا فوفل اقاقيا صندل سرخ همه را برابر بسايند و به آب گشنيز تر بسرشند و طلا مىكنند بيان ديگرى كه تسكين وجع كند عصاره گشنيز تر و آب كدوى تازه و روغن گل موم سفيد ازينها قيروطى سازند و طلا مىكنند و همچنين عصارهء گشنيز و عصاره عنب الثعلب و عصارهء لسان الحمل اين جمله مخلوط و تنها با روغن گل روادع مناسب باشند و مسكن وجع و ضربان بيان محللات مناسب آرد جو بابونه اكليل الملك حلبه بزر كتان خطمى جنازى خوش‌نظر دانه عنب الثعلب سائيده اينها را تكميد كردن و بيخته اينها را ضماد كردن و طبيخ اينها را نطول كردن و عصارهء اكثر اينها را و لعاب تخمها را طلا كردن و بجمله وجوه تحليل نيكو كند پوست درخت بيخ بشكال در ظرفى كنند و آب غسله و اندر ان ريزند و در تنور گرم يا تون حمام نهند يك شب انگاه بردارند و لعابى كه از ان حاصل شده بر پنبه كهنه كرده طلا كنند محللى بس قوى بود و بسيار ورمهاى صلب را بدين تحليل نموده‌ايم تا غايتى كه بر ورم پى دست ستوران طلا كنند و تحليل و اصلاح آن كرده و تيزاب فاروقى حاد مدبر محللى قوى بود