بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
147
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و لبنات اكثر آبلهداران را مضر بود الا دوغ آب گاوى تازه در گرما بعضى گرممزاجان را و سير و گندنا و پياز اندر طعام بسى نافع آيد جمله را و اكثر آنچه در جدرى نافع بود اينجا نيز نافع آيد چربيها و گوشت نازك اينجا بسيار مضرت نكند و گوشت كبوتربچه و امثال آن بسى مفيد آيد و گوشت خارپشت و راسود واى اين مرض بود و بالجمله بدين تدابير تعديل و مراعات مزاج كنند تا وقت بحران تام و آن هنگام مرهمى كه آن را داروى آبله فرنگ گويند بمالند تا صحت كامل حاصل شود و آن اقوا علاجهاى اين مرضست و اگر علت غالب بود و بدين مدّت مذكور مهلت ندهد و علاجهاى سابق بسيار موثر نيوفتد يا ميسّر نشود و چارهء جز آن نباشد كه داروى آبله بمالند تا تخفيفى يابد و دانها خشك گردد و بريزد و درد كمتر شود انگاه علاجهاى ديگرى كنند و چون دگر علت طغيان يابد باز داروى مقرر را تكرار عمل كنند بعد از يك ماه و دو ماه تا آنكه به مدت بحران رسد و صحت تمام يابد و طريق استعمال آن دوا آنست كه بر تمام مفاصل از ان بمالند و بعد از ان مريض را برخوت غالب نيكو بپوشند يك شبانه روز چنانچه عرق بسيار كند و در ان اثنا بجاى آب و غذا و شربت جهت دفع حرارت و تقويت شربت صندل و گلاب و تخم ريحان با نبات يا عرق بيد و اسپغول دهند و در ضعف مزاج اندك گوشت آبه هم جائز بود و بعد عرق به غذا تقويت كنند و روز سوم ملين شير خشت و سنا با فلوس خيار شنبر بدستور مذكور دهند و نيكى عمل و اميد صحت كامل انگاه بود كه بعد اسهال كه دستور ملينست خون بگشايند و يا ريمى خون آلوده چند مجلس واقع و آن را بوقت افراط بفادزهر حيوانى در دوغ سائيده و يا جدوار در شربت سائيده خورانيدن تدارك كنند و تا بچنين استفراغ هنوز نقاى تام حاصل نگردد بتكرار عمل بتمامه باز احتياج افتد و بعد مدتى مريض از شهور و ايام و عامست ديگر كه بعد دارد از صحت تمام خبر دهد آنست كه درون دهن تمام بر جوشد چنانچه زبان ورم كند و سخن نتواند گفتن و چيزى نتواند خوردن و گاه باشد كه بقى ملين را دفع كند و آن نيك نباشد امّا گاه بود كه رعاف افتد بعد قى بىآفتى در دماغ و اين نيز بغايت اميدوار باشد و آنجا كه دهن سخت برجوشد لخلخه سازند از عصير عنب الثعلب و گشنيز تر و سركه و شربت صندل و گلاب و مىبويد و بدان دهن مىشويد و غرغره و مضمضه مىكند و تجرعا شورباى مناسب به دو مىخورانند و بعد نقا از دارو و مسهل اگر ريشى بد باقى بود بصلاح مىآيد اگر از دواهاى كه در نمله به دو نار فارسى مذكور شد طلا كنند و من بعض مردم بلغمىمزاج را در هر ماه دو سه نوبت مسهل چنيال مىدادم و بسى نافع بود و بعضى را بعد مسهل مداومت معجون سيماب فرمودم صحت يافتند و بعضى اطبا را ديديم كه بعد روغن آبله ماليدند سه شبانروز