بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

140

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

مىبست و غذاهاى مناسب جرات مىخورد مدتى را آن پوست وصل يافت و بروئيد از سلطان حسين بالغرا منشورى در آن باب سند و اين از عجائب‌ست اما حصف بثور بسيار بود سوزاننده سخت كوچك و سرخ و سوختن آن همچو سوختن خليدن سر خار باشد و ازينجهت بعضى آن را شوكه گويند و اين بثور بر اعضاى بسيار عرق و قليل الغسل و اعضاى كه چرك آن را نيك دور نسازند پديد آيد بتخصيص در هواهاى گرم و گويا كه مادهء آن اثفال عرق‌ست كه لطائف آن ترشح مىكند و آن در جلد محتبس مىماند و گاه باشد كه خشونتى مثل خشك‌ريشه در پوست پديد آيد و خارش و سوزش اندك خصوصا آنجا كه عرق ريخته باشد و هيچ دانه با آن ظاهر نشود علاج آن را كه اين مرض بسيار مىافتد و خلطى فضلى غالب باشد تنقيه كنند اولا و بعد تقليل اخلاط حاده غسل كنند محل را بآبهاى سرد و رفع وسخ بآبهاى گرم و شستن بآرد باقلا و عدس و درون خربزه ممزوج كرده نافع بود و همچنين به گل سرشوى و لعاب خطمى ممزوج مجربست و حنا در آب كاسنى سرشته هم نهادن بسيار مفيد بود و غذاى سرد و تر خوردن انار و آلو و امثال آن و اندر مسكن خنك استراحت كردن و تن را خنك داشتن و منع عرق كردن باستعمال دوا و غيره جمله نافع آيد و طلا كردن روغن گل با مورد يا مسكهء تازه با كتيرا خلط كرده سخت نافع آيد و آنجا كه فضله كم باشد حاجت به تنقيه نيفتد و اغتسال و طلاها كر منع عرق كافى باشد و گاه باشد كه مرض قوىتر افتد و در طلاها سركه و روغن داخل بايد ساخت و گاه باشد كه متقرح گردد بمرهم اسفيداج و امثال آن علاج بايد كرد و اگر سخت ريش و مفسد شود علاج ريش سعفه و امثال آن بايد كرد امّا نبات الليل بثرهاى غالب كوچك و همرنگ تن باشد كه اكثر بسطح تن پديد آيد با خاريدن و درشتى پوست گاهى كه در شبهاى سرد سرماى به پوست تن رسد پوست را درشت سازد و مسام را به‌بندد تا بخارات هضم غذا و غيره در جلد محتبس گردد بنابرين بتازى آن را نبات الليل خوانند و اگرچه از خاريدن آن محل در اول لذت مىيابند ليكن بعد خاريدن درد و سوزش آن تشويش دهد علاج آنجا كه خلط فضله بسيار اندر تن نباشد مسام را گشاده سازند بحمام و تمريخات و شستن تن بآرد باقلا اندر طبيخ چقندر و طلا كردن حنا و آب كرفس در حمام و يا صبر و مر سحق كرده اندر عسل و تن را از سرما حفظ فرمايند و غذا در روز پگاه خورد و بيگاه هيچ نخورد و بر بالاى طعام حب الشفا يا حافظ الصحه به كار دارند و از شربت و ميوه و غذاهاى خشك مسدد حذر كنند و آنجا كه خلط بسيار بود اول تنقيه كنند بدستور و انگاه مسام جلد را گشاده سازند بطريق مذكور و آنجا كه مادهء آن خلط بوزنى بود و خارش آن بدين دواها نيك نشود بعد از تنقيه بلغم بقى و اسهال بطبيخ قشار الحمار يا طبيخ تخم حنظل و اندك آرد حلبه