على گيلانى

53

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

باشد تا بيست و يك روز و در چشم آب گشنيز و آب پياز كافور و سماق در آن ماليده باشند هر روز و شب چهار مرتبه قطره قطره بچكانند و اگر بعد از آب گرفتن و بدير خشك مىشده باشد بطريقى كه سپند مىسوزند گاهى پيش او چوب گز بسوزند كه اثر آن دود بر موضع آبله پخته برسد كه زود خشك شود و قوى ازين آنكه خاكستر چوب گز با اسفيداج در خرقه كنند و در محاذات آبله انگشتى بر آن مىزده باشند تا قليلى از غبار آن بر آبله برسد كه زود خشك شود و اگر احيانا آبله بسيار برآيد و بحراقت و قرحه مؤدى باشد بلكه متعفن شود قدرى كافور و روغن جراحت كه روغن ديودار باشد حل كرده قليلى از آن استعمال مىكرده باشند كه صاحب جدرى عظمى كه سرتاپا متعفن شده بود و مجروح و پوست بدان جدا شده و پيه و گوشت مىنمود به اين طريق معالجه كرديم و اگر خواهند كه اثر جدرى بر بدن يا روى نماند استخوان را بسوزانند و بسايند و بر آن موضع بمالند و استخوان آهو بهتر باشد و اگر در چشم اثرى پيدا شده باشد زردچوبه به آب سائيده در چشم مىكشيده باشند كه نافع است و اگر بعد از آن بجاى آب به آب ليمو بسايند و بكشند اقوى بود و ليكن اگر قوت باصره مانده باشد اينها دفع اثر آبله از چشم مىكند و اگر قليلى از قرص عنبر حل كرده بدهند كه جدرى و حصبه زود برآيد بغايت مجرب است از انجير و مثل آن علامات نيك در جدرى قلت عدد بزرگى مقدار و سرخى لون آن مائل به بياض و هشيارى و اشتهاى طعام و قلت عطش و هر عضوى كه بحسب خلقت قويتر افتاده باشد يا بزرگتر بيشتر برآرد و اگر حنا را بر اطراف بندند در اطراف كمتر برآرد و از آن شهرت كرده كه حنا مفيد است