على گيلانى

42

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

كه اگر چرك و وسخ بسيار باشد اول مرهم نيز نمايند كه وسخ دور شود و چون جراحت سرخ شود داروى ملحم نمايند برگ سبز درخت كنار بتخصيص كنار بوستانى بكوبند و بر جراحت نمايند كه زود پوست بروياند در جراحات و قروح خبيثه اگر آن قروح را به زبان سگ بليسانند بغايت نافع است چند روز بليسانند و بعد از آن از زبان سگ مرهم ساخته بمالند كه عظيم مجرب است در زخم و جراحت تازه از روغن بودار خاصة امورى مشاهده مىشود كه از عجايب عجيب است موى يال جزو موى سر آدمى بتخصيص موى زن بسوزانند و بر قروح خبيثه بپاشند و بعد از آن منقيات اوساخ بمالند از مراهم و غيرها نافع است ريوند چينى را در تنقيه اوساخ و اقذار كه در اقذار قروح دخلى عظيم است بادمال و در اسهال اغراس دخلى تمام دارد و ردع مادهء دماميل خام و تنقيه دماميل پخته بىمثل بود و ظاهرا كه در جراحات بينى بهتر باشد و لهذا مىگويند كه بجهة قرحهء مثانه و سوزاك بغايت خوب است بجهة خشكى اطراف تخم هندوانه را بر آتش مىدارند چون گرم شود مغز آن را برآورده مىكوبند و بر دست و پاى مىمالند و مىبندند خشكى كه از امراض آتشك و غيره بوده باشد مىبرد ميرگدائى را خشكى و دانه چند در كفهاى دست بهم رسيده بود به همين مداوا شد و پوست درخت مغيلان اگر بگيرند و بجوشانند و بر بخار آن دست بدارند و بعد از آن بدست بمالند چندان كه خشك شود و يك هفته مداومت كنند مجرب است نرم مىكند خشكى اطراف را باذن الله تعالى اگر پيكان يا آهن در عضوى نشسته باشد و بيرون نيايد تخم پنبه را بكوبند و به‌بندند و بكشند درين باب مبالغه كرده‌اند و وزغ نيز شكافته بندند نيز مىكشند در جراحات كام و خيشوم و بر جراحت كام و خياشيم كه اثر دوا بر آن نرسد