قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

30

ارشاد الزراعه ( فارسى )

و جناب افصح المتكلمين و املح المتاخرين ، ملك الحكماء قدوة الفضلاء ، نصير دولت و ملت محمد طوسى قدس اللّه تعالى روحه در اخلاق ناصرى آورده است كه تاجر ، دايم بدحال است و يگوقت گدا ، و زارع همه وقت خوش‌حال است و يك وقت منعم ، و جهت ظاهر است ، پس بهترين اهل صنايع دهقان باشد و چون انسان و وحوش و طيور از او براحت رسند و در آخرت نيز اميد نجات است . نظم گر راه بفردوس برين مىطلبى * ز نهار بامر دهقنت كوش مدام نقلست كه خسرو پرويز با همزادان مهرانگيز روزى در فصل بهاران خرم و شادان هواى صيد نخجير نمود و در آن روز تا شب با آن مشكين غزالان به شكار مشغولى مىفرمود . چنانچه در آن دشت و صحرا نخجير و آهو از شر تير آن صيدافكنان نمىجست . ز آواز نى پردرد ناوك * همى زد نعرهء بى خود چكاوك در آن صحرا نه كبك از ناز مىخست * نه باز از دست باز انداز مىرست و چون زمانه ، از سياهى شب داج ، رقم كشيد بر بياض تختهء عاج ، جهان تاريك شد ، آن دلبران شيرين حركات چون آب خضر كه نهان بوده باشد در ظلمات ، در جلوهء ناز درآمده ، گرداگرد خسرو ، چون كواكب درخشنده بر گرد مه نو . قضا را ديدهء خسرو آتشى از دور يافت كه آتش‌پرستان از آن نور تابان ، سوى آتش روان شده ، بقريه‌اى رسيدند ، در آنجا جاى گرفته ، بعيش و عشرت تمام ساغر صهبا ، گرفتند . بعشرت آن بتان بودند تا روز * ز تاب آتش مى مجلس افروز و چون وقت بامدادان ، كه مهر انور از گريبان افق ، سر برآورد ، يكى از