قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
256
ارشاد الزراعه ( فارسى )
و يك وجب خار شسته بزى را بر بالاى چوب چيده شش خروار انگور كه مويز را از ميان چينند بمصلحت آنكه شيره نمىدهد و شيره انگور جذب مىنمايد در يك پرخاب ريخته لگد زنند و از آنجا شيره از يك پرخاب پايان مىآيد و چون شيره باتمام رسد بيست و پنج من خاك شيره بر شيره زده صاف را در پرخاب ميان گذارند و از آنجا با آبگردان برداشته در ديگ ريخته گرم صاف نمايند كه دوشاب سفيد و پاكيزه باشد و بعضى صاف نمىنمايند و آنچه درو مانده باشد در جوالى كه خار بسيار داشته باشد چنانچه جوز بر وى توان شكست و وى را جوالراوه گويند ريزند تا صاف وى بچكد و آنچه تقيح باشد كه انگور شيره داده را گويند در پرخاب تنگ و تير ريخته تخته سنگ بر بالاى آن گذاشته يك سرپل كه در سوراخ ديوارى و بالاى سنگ باشد گذاشته و يك سر ديگر را سنگ بندند كه لنگر اندازد و شيره تقيح تمام بيرون آيد مجموع را در ديگ دوشاب پزى ريزند و آتش كنند و ميان دوشاب تا ستاره جوش باشد آتش كنند كه برسد و چون دوشاب رسيد از ميان دوشاب يك جوش برميآيد دوشاب را گرم برداشته در چرخ خانه ريزند و بچرخ لت كنند كه سفيد شود و اگر دوشاب را زود از ديگ بيرون نياورند سوخته ضايع مىشود . و ديگر مويزى را جوشانيده در سيركوب نرم كوفته به آب گرم در پرخاب ريزند و خاك شيره بر وى زده صاف وى برداشته درد وى را در جوال را وه ريخته صاف سازند و تقيح مويز را نيز در پرخاب و صاف مجموع را با قدرى بيخ كه در خريطه كرده باشند در ديگ كرده بجوشانند . آفتابى آنست كه از انگور رسيده شصت من را شكسته تخمينا ده من تلف و پنجاه من آب حاصل مىشود آب صافى را در تغار كرده بر ده من ده استار خاك شيره و سفيده و زرده تخممرغ زنند و شب گذارند و صباح بگاه آب صاف را برداشته در ديگ كنند و سفيده و زرده تخممرغ زده ببار دهند و بعد از آن آتش نرم كرده هرگاه درد خود