قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

106

ارشاد الزراعه ( فارسى )

و آن خاك در آن ريزند و بشورانند و بگذارند تا صافى شود . پس اگر طعم و بوى آن به حال خود ماند آن زمين نيك بود و اگر طعم آن آب ميل بشورى كند يا از آن آب بوى كريه آيد آن زمين به جهت تاك نشانيدن نيك نباشد . اصطلاح آن است كه زمين را تخته‌تخته نموده رو بر آفتاب رنگ ريزند و يك جريب را هشت جويه ساخته پشت پل را شش ذرع و جويه را يك ذرع و نيم گذارند و آنكه جويه را يك ذرع و نيم مىگذارند ، سبب آنست كه پشت پل بر خاك شده بلند هوا باشد و عمق جويه آنچه دستور است در زمين محكم كه نمناك نباشد دو ذرع و اگر نمناك و نرم بود يك ذرع ، چو اگر عمق آن از اين كمتر بود درخت تاك زود كهنه شود و بار كمتر آورد و حرارت آفتاب در اصل او زود اثر كند و اگر عمق جويه بلند باشد فائده دارد و خاك جويه را در ميان پشت پل بريزند و در لب جو نريزند . بواسطه آنكه باز در ميان پشت پل مىبايد ريخت جهت خارپشت . در اول به محل خود ريخته شود چون جويه كندن باتمام رسد هر تخته را در آب دهند كه زمين تك جويه را آب شود . اگر محلى بلند باشد خاك آن را بردارند كه به آب ترازو باشد و بعد از آن در سمتى كه آفتاب نمىتابد جويه قوچه كندن بنياد كنند و طول هر قوچه را جهت تاك كاشتن دو ذرع گذارند و عمق هر قوچه را يك ذرع و عرض آن چهار دانك ذرع و لحدى سازند ، چنانچه نيم ذرع از جويه و دانك ذرع از لحد گيرد و در هر قوچه كه از هر دو جانب تاك كارند فاصله تاكها از اميرى دو ذرع و فخرى و ساير انگورها يك ذرع و نيم باشد و بعضى فاصله را ميان هر قوچه بتفاوت مىگذارند . مناسب آنست كه فاصله را بتمامى از اميرى دو ذرع و ساير انگورها يك ذرع و نيم سازند تا بسياق باغ‌دارى راست بوده خوش‌نما نيز باشد . محل تاك كاشتن از پانزدهم حوت تا پانزدهم حمل هست ، اما پانزدهم حوت كه محل تاك بريدن است .