محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

61

تحفه خانى ( فارسى )

[ 23 ] مقاله در بيان قوانين علاج بر وجه كلّى و ببايد دانست كه در علاج منظور طبيب متدرب سه چيزست يكى ازين سه تصرف در اسباب سته ضروريه معدوديه است و از جمله آن تصرف استعمال غذاست و ثانى استعمال ادويه است و ثالث عمل بدست است مثل داغ نهادن و حقنه كردن و اما غذا را از جمله تدابير مذكوره حكم خاصست زيرا كه گاهى غذا را منع كرده مىشود مثل آنكه اگر اراده طبيب مصروف در نضج خلطى از اخلاط باشد مىبايد كه شغل طبيعت مصروف بنضج آن خلط باشد نه توجه به غذا و شغل طبيعت و توجه او محال است كه در واحد به دو چيز تواند بود و اگر غذا درين حين واقع شود موجب تغير طبيعت . . . ؟ . . . از نضج خلط پس ايراد غذا درين حين ممنوعست و گاه مراد طبيب با وجود نضج حفظ قوت مىباشد و درين مقام تقليل در غذا مىكند و گاه در روز بحران كه روز مقاسات محاربه طبيعت است بامراض اگر در شخص قوت نيست غذا را بالكليه منع مىكند تا طبيعت بواسطه توجه و شغل غذا از مقاسات و محاربه بامراض نماند و گاه ايراد غذاى قليل الكمية كثير التغذيه مىكند تا بكثرت تغذيه قوت طبيعت كند و بقيه مقدار بر طبيعت ثقيل نباشد و اين وقتيست كه مراد برانگيختن قوت ضعيفه باشد و تحريك آن و گاه معامله بر عكس اين مىكند يعنى نقصان از كيفيت غذا مىكند و ازدياد در مقدار و اين گاهيست كه شهوت غذا بر مريض غالب باشد زيرا كه به مقدارى كه دارد موجب تسكين شهوت غذا مىشود و چون تقليل در كيفيت شده باشد بحسب كيفيت مضرت نمىرساند و اما علاج بدوا از قوانين ثلاثه است اوّل اختيار كيفيت دوا و ثانى اختيار كميت و وزن او و ثالث مراعات ترتيب وقت او و اما اختيار