محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
62
تحفه خانى ( فارسى )
كيفيت دوا بعد از حصول معرفه كيفيت مرضست تا به مقدار خروج مزاج از اعتدال ايراد ضد توان كرد تا بيرون از قانون علاج نباشد و معالج را از علم به مقدار خروج مزاج از اعتدال ناگزير است تا در سلك اطباء تواند بود و الّا در علاج راه جداست و حصول اين مرتبه در اطباى زمان اقل من القليل است و معرفت اين مرتبه نبض و قاروره از مشكلات صناعت طبابتست و شيخ الرئيس ابو على بن سينا با وجود همه كمال خصوصا درين صناعت فرمود كه مرا احوال نبض و قاروره كما ينبغى معلوم نشده است و در رساله چنين نوشته كه الشاهدان العدل النبض و القاروره و طبيب متدرب وقتى اقدام در علاج مرضى مىتواند كرد كه شواهد عدل پيش او متعين شده باشد تا حكم بايراد ضد و منع آن صواب افتد و در حفظ صحت بايراد مشابه متشاكل مزاج از اغذيه و ادويه و اشربه قيام نمايد تا بر وفق قانون علاج باشد و اما اختيار كميت دوا بر دو وجه است اول تقدير وزن اوست و ثانى معرفت درجهء كيفيت دواست درين هر دو به مقدار معرفت طبيعت عضو است و مقدار مرض و اعراض تابعه او مثل من و عادت و فصل و بلده و صناعت و قوت و سحنه كه مراد به آن هيئت بينهء انسان در فربهى و لاغرى و معالج را عند العلاج از معرفت اينها گريز نيست زيرا كه در سن شيخوخت معالجه بمسهل ممنوعست و در فصل زمستان و بلد بارد همچنين و آنكس كه او را عادت مسهل نبوده باشد علاج او بايراد مسهل مخاطره است و كسى كه در صناعت او تحليل مواد بسيار باشد او را نيز مسهل نبايد داد مثل آهنگر و آهنگرى و همچنين كسى كه قوت ندارد او را تكليف باستفراغ بمسهل و فصد و غير ذالك مجوز نيست زيرا كه موجب هلاكت است و در همه اين اعراض و احوال مذكوره ممنوع است الّا عند الضروره كه « الضرورات تبيح المحظورات » همچنانكه پيرى نحيف البدن