محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

629

تحفه خانى ( فارسى )

كما ينبغى صادر نمىشود پس اين قيدى باشد و ايشان را خطر عظيم از انصداع عروق هست و انصباب خون در تجاويف از دل و دماغ و اينها را بلاهائى عظيمه آيد و بر هر يك ازين دو عضو شريف كه انصباب از خون و يا اختلاط حاده واقع شود مردن بغتته فجاءة است و مهلت نيست و اقل حدوث امراضى كه ايشان را واقع مىشود ضيق النفس و خفقان است و افليج و استسقا و علاج اين طايفه تعليل غذاست و رياضت معتدله و خواب بر روى زمينهاى خشن كردن و ترك بالين كردن و از اشياء و فواكه كمتر اختيار كردن و خواب كم رفتن و گوشتها بسيار خوردن اين علت را زياده مىسازد و اختيار مدرات حاره بايد كرد تا به ادرار رطوبات بدنى كمتر شود و در بعضى اوقات تليين طبيعت برفق بايد كرد بادويه خفيفه و امّا استعمال ادويه قويه درين مواد و اشخاص مخاطره است . فصل در بيان بعضى ادويه مفرده و مركبه و راندن بعضى حيوانات ذو سم و حيوانى كه حشرات ازيشان مىگريزند . حرف الالف اسطوخودوس . . . است در مرتبه دوم و ملطف اخلاط غليظه است و مقوى . . . باطنى و پاك‌كننده دماغ و مسهل سودا و بلغم و نافع . . . ابريشم بهترين آن پاكيزه آنست كه او را كار نفرمود . . . مفرحات قويه است مر دل را و او معتدل است ميان . . . بسوزند و در چشم كشند چشم را قوت دهد اترج ترنج است و پوست او گرم است در مرتبه اول خشك است در مرتبه دوم و