محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
625
تحفه خانى ( فارسى )
سودا و حمرت بر سطح جلد آن را كلف مىنامند . . . را در اكثر اوقات لب مىتركد بسبب يبوست مزاج و معالج . . . از آنكه در خون غلظى و خروج خون از عضو . . . كند مبادرت در علاج كند و علاج او فصد است و اخراج خلط سوداوى و تعديل مزاج عليل و استعمال ادويه جالبه كه در تحسين لون استعمال مىكنند از جمله ترمس است كه باقلى شامى است . [ 236 ] مقاله در بيان بهق و برص ابيض و اسود و ببايد دانست كه فرق به بهق ابيض و برص ابيض آنست كه بهق ابيض بر ظاهر جلد است و او را غورى در جلد نيست بخلاف برص كه او را غور است و فرق ديگر آنكه بهق ابيض از سطح عضو به بلندى و پستى متميز نيست و اگر سوزنى بخلند خون بيرون مىآيد و ابيض بخلاف جميع اين اوصاف است و قوت دافعه درو اقواست كه ماده را تمام به ظاهر جلد دفع كرده است ديگر آنكه محل بهق ملسائيت دموى كه ازو روئيده سياه است و برص بخلاف و مولد اين هر دو علت ضعف قوت هاضمه و اين دو علت هرجا كه متمكن و مستحكم شوند غذاى صالح را متبدل بلون خود مىگردانند و اما نسبت برص اسود با بهق اسود مثل نسبت برص ابيض و بهق ابيض نيست زيرا كه در برص اسود به عكس لازم است و او را قوبا مىنامند و اگر او در جميع يا اكثر اعضا شود مقدمه جذام است نعوذ باللّه من شره و مادهء هر دو ابيض از بلغم است و ماده بهر دو اسود از سودا و علاج استفراغ و تنقيه بدن است از ماده موجب علت بايارج لوغاذيا و استعمال ادويه جالبه كه آن نيز مذكورات در تحسين لون و تعديل مزاج و اصلاح هضم درين علت ضروريست و از جمله چيزهاى كه