محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

607

تحفه خانى ( فارسى )

جوشيده است و عسل و يا تخم و يا عسل و گندم چاويده و يا انجير و خردل بروغن سوسن و اگر چنانچه نضج يافت و خود منفجر شد نيك و الّا بادويه مذكوره سابقه و اگر به اين تدبير نشود بايد شگافت و اگر چنين است كه ادويه مفجره در دماميل كافى است و احتياج بشق و شگافتن نيست . [ 220 ] مقاله در بيان بثور و ببايد دانست كه بثور نيز بر عدد اورام و از بثور بعضى دمويست و بعضى مثل سرى و بعضى مثل صفراويست مثل علت و حمره نار فارسى و بعضى سوداويست مثل حر سوداوى واراح ملون مىنامند و مسامير و بعضى بلغمى مىباشد مثل شراى بلغمى و بعضى مائى مىباشد مثل نقالات و بعضى ريحى مىباشد مثل نفاحات . [ 221 ] مقاله در بيان شراى و ببايد دانست كه شرا بثور و مسطحه مكرمه است و حكاك به قوت دارد چنانچه صاحبش را بسبب بخارات و خاويدن خفقان و غشى مىشود و در اكثر كرب و غشى و غم او در شب واقع مىشود و سبب او بخارات حاره دمويست و در اكثر و گاه بلغمى نيز مىباشد و اين قسم را اشتداد در شب اكثر است و شراى دموى را از بلغمى حدت بيشتر است و رنگ بثرهء او سرخ است و علاجش فصد باسليق است اخراج خون به قدر قوت و اسهال صفرا رقيق بادويهء بارده ( مختصه ) به او مثل نقوع مسهل و يا رب انارين و يا سماق بايد ساخت و كشنيز خشك و تر در نقوعات و غذا بايد انداخت .