محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
602
تحفه خانى ( فارسى )
باشند و حرارت بدين سبب شدن و هرگاه كه ورم منفجر شود درد و حرارت و ضربان و تمدد ساكن مىشود امّا آنچه از بثره صفراويست علامت او بحسب رنگ سرخيست ناصع كه بواسطه رنگ مشبع چنين سرخ مىنمايد و الّا در حقيقت زرد است چون قسم صفرا است و تمدد درو از خون كمتر است زيرا كه مادهء علت خفيف است و بحسب لذع و درد اقربست و سبب او بسيارى ماده است و حدت او و ضعف عضو است و در اكثر اورام و بثور صفراوى مادهء قريب به جلد مىباشد و يا سبب در حدوث ورم ضربه و سقطه است از اسباب باديه است و ببايد دانست كه بسيارى حدوث بثره و قرحه . . . حدوث و دماميل منذر بخراج نعوذ باللّه من شره و من شر كل ما خلق و علاج درين مقام هر چيز ازين بثرات كه بسبب طبيعه از عضو رئيس باشد مثل دل و دماغ و كبد كه هريك ازينها مفرغ و مصبّى دارند شيب بغل و پس گوش زخم رانست و هرگاه كه ورم يا بثره درين مواضع واقع شود نهادن رادع از ادويه مجوز نيست زيرا كه اوقات مدفوعه رجوع باعضاء رئيسه مذكوره مىكند و اين موجب هلاك است پس در علاج درين محال اختيار مرخيات بايد كرد تا جذب بتحليل به سهولت باشد و اين اشياء مرخيه مثل روغن زرد است و مسكه كه ازو دوغ تمام كوفته باشند و بسيار است كه در بعضى اورام مجرد تنطيل به آب گرم در محل ورم در تحليل كافى است و هرگاه كه به اين تدبير بتحليل رود در مقام جمع مده باشد و بعد از تمام جمع وصول نضج چون به خود منضجر نشود تدبير در حصول انفجار بايد كرد بادويهء مناسبه باقى تپ قوى منفجر شود و الّا بايد شگافت و مىبايد كه عامل درين امراض مراعات قانون اين عمل غافل و زايل نشود تا توان بايد كه استعمال آلات حديديه ببط و شق درين محال مخصوصه نكند و الّا