محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
581
تحفه خانى ( فارسى )
اگرچه صفراويست فترات و سكون تپ ظاهر نمىشود و ببايد دانست كه هرجا كه غب داير با غب لازم تركيب يابند هر روز مىگيرند و مقصود از تركيب يافتن هر دو تپ اينست كه ماده غب داير كه صفراست چون در خارج عروق متعفن شود و درين حين ماده غب لازم كه آن صفراوى در عروق است آن نيز متعفن شده هر دو اشتداد يابند و در اخذ موافقت نمايند بر طبيب تميز هريك از ديگرى مشكل باشد پس بر معالج آنست كه در تشخيص مراجعت باعراض هريك كرده اوقات غذا و ترك هريك و نوبت و دوران بشناسد تا در علاج از طريق صواب نگذرد و بغلظ نيفتد و مقرر است كه بر نوبت اعتماد نيست در دلالت بر نوع مرض و درين مرض اكثر طبيعت بسته مىشود زيرا كه توجه صفرا بجانب اعاليست و اعانت در تليين طبيعت ازوست زيرا كه تا ازو بر فضله قدرى نريزد براز از محل خود باسفل كه محل دفع اوست نمىشود و يا حركت صفرا درين حين بناحيه جلد است بهر تقدير مانع و تليين طبيعت است پس در اكثر اوقات اين مرض طبيعه بسته باشد و حال بول در لون ناريست يعنى برنگ آتش است و اين لون دلالت بر حدت و غلبه حرارت مىكند مگر آنكه توجه حركت صفرا بجانب دماغ باشد در حين بول مائيست و نعوذ باللّه منه و من شره زيرا كه تصاعد و تراقى صفرا بدماغ موجب سرسام است كه از امراض مهلكه دماغ است زيرا كه مراد از سرسام ورم دماغ است و او گاه مركب از صفرا و خون مىباشد و گاه از صفراى صرف و اين قسم بدترين اقسام سرسام است و مخلّص ازين ورطه وقوع رعافست و علامت غب خالصه آنست كه در عروق پيش آيد و نوبت كه مراد و معتبر ازو مجموع زمان اخذ و ترك است از چهار ساعت تا دوازده ساعت مىباشد چه اقلش اول است و اكثرش ثانى و به مقدار