محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

582

تحفه خانى ( فارسى )

زيادتى نوبت بعد او از خلوص معلوم مىشود هرچند نوبت زياده از خالص بودن دور تر و اطبا مىكند كه اطول زمان انقضاى اين زياده بر هفت دور نيست و مراد بهر دورى مجموع زمان اخذ تپ و ترك اوست مگر آنكه خطا از مريض واقع شود بواسطهء ترك پرهيز و خبط و خلط و يا از طبيب و الّا بعضى برانند كه اگر تدبير صواب باشد و مريض در پرهيز با طبيب موافق اكثر چنانست كه از سه روز يا چهار روز نمىگذرد كه ازين بليه خلاص مىشود و اللّه الشافى و المعافى و اگر اقامهء روز غب لازم مقام نوبت . . . پس در هفت روز اين تپ منقضى شود و اما غب غير خالص به طول مىانجامد شش ماه و بسيار آن يك سال درين تپ مانده‌اند و اگر چنانچه درين تپ مراعات پرهيز نكنند و در اشربه و اطعمه خبط و خلط كنند موجب حدوث امراض رديه ديگر است مثل استسقا و رداءت احوال جگر و معده و غيرذلك . از امراض رديه و بول در خالصه رقيق مىباشد و در غير خالصه گاه رقيق و گاه غليظ و اگر صداعى درين حادث شود در اول حدوث اين علت در روز چهارم قوى مىشود و در روز هفتم مفارقت مىكند و اگر صداع در روز سوم از مرض حادث شود در روز پنجم قوى مىشود در نهم اين صداع مفارقت مىكند و يا در روز يازدهم و علاج با وجود آنكه سبب صفراست اگر چنانچه طبيب در خون كثرت و غلبه داشته فصد است زيرا كه تقليل خون موجب تقليل حرارت و كيفيت صفرا نيز هست و اين علاج اگر در غب لازم اختيار كنند بهتر باشد زيرا كه در غب داير تعفن صفرا در خارج عروق است و در غب لازم تعفن صفرا در داخل عروق است پس به اين مقام انسب است و اگر فصد واقع شود قليلى بايد و بمهلت و شربت