محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

580

تحفه خانى ( فارسى )

و اگر طبيعت بسته باشد با شيرهء مغز بادام و شربت بروجه مذكور ترتيب داده و قند هفت مثقال آميخته نيم‌گرم بر نهار بايد داد . [ 209 ] مقاله در بيان حمى صفراوى و از جمله حمى صفراوى غب است و از غب مراد تپ صفراويست كه سبب او تعفن صفراست در خارج عروق و اين تپ يك روز مىگردد و يك روز نمىگردد و از جمله علامات او عطش و صداع و بيخوابى و كرب است كه مراد اندوه است و اين اعراض درين تپ كمتر از غب لازم است كه تعفن صفراست در داخل عروق و هر روز مىگردد و اين اعراض مذكوره در تپ محرقه باشد از هر دو است و نوبت غب بقشعريره كه سرماى اندك است مىآيد و بعد از آن تناقض كه لرزه است و تناقض و سرما در اوايل غب قويست و بعد از آن ضعيف مىشود زيرا كه بواسطه تپ روز به روز ماده نضج مىيابد و حال ربع كه تپ سوداويست و مراد ربع داير است به عكس اينست زيرا كه در ربع هرچند در ماده نضج حاصل مىشود و سرما و لرزه بشدت تر است زيرا كه نضج موجب رقت آن ماده است و هرچند ماده سوداوى رقيق‌تر مىشود حدت او و شرارت او زياده مىشود و آنجا كه ماده صفراويست نضج او بتغليظ اوست و هرچند ماده صفرا غليظتر شود حدت و شرارت ازو كمتر مىشود در غب برد را تا آخر مرض دوائى كمتر مىباشد و برد در غب بواسطهء لذع ماده است و گريختن حرارت غريزى از محل خود را در تحت حمايت قلب گنجانيدن و به عرق بسيار از شخص مفارقت مىكند و گاه چنانست كه غب لازم مشتد مىشود مثل اشتداد غب داير و چون حمى محرقه دائمه است