محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
579
تحفه خانى ( فارسى )
در خود مىيابد و لذع درو و حرارت دموى اقل است از صفراوى و بيش از حدوث حمى دموى حالتى مىباشد كه آن را كليله مىنامند كه مراد به آن بىآرامى است كه عليل در قرارى خود قرار نمىتواند گرفت و بهر جانب لحظهبهلحظه در خراش مىگردد و اين حالت را ميان تپ و اعتدال مزاج داشته داند و حمى عفنى دموى مبتدى بتكسير كه مراد درد و درهم شكستن استخوانها و كسل كه سستى است و اختلاف در نبض است كه بيشتر از اختلاف از نبض كه در غب است زيرا كه ماده غب كه صفراست و او اخف از خونست و بسيار است كه در نوبت اول دور شود و گاه است كه بعد از دور شدن تپ نيز سوزاك از ماده تپ باقى در بدن هست و اعراض حمى دموى اشد از حمى يوم و سونوخس است از صداع و عطش و طعم دهن و رنگ زبان و ثقل بدن و سر و جميع اعراض مذكوره در تپ دموى با تمدد و بابتهاج عروق و اوداج و امتلاى نبض از خلط دموى و سرخى رو و جميع بشره و جلد مىباشد و ناقض و لرزه در حمى دموى كم مىباشد و ديگر عرق در حمى دموى اكثر در ايام بحران مىباشد و تپ او لازم پس حمى دموى عفنى از سونوخس و حمى يوم به اين علامت مذكوره مقرون مىشود . علاج اولا فصد است و تطفيه ويست نشانيدن كيفيت حرارت و تلطيف در غذا و پرهيز ازو چيزها كه خون ازو حاصل شود زيرا كه اين چيزها خون را زياده مىسازد اگر چنانچه قوت باشد اولى ترك غذاست يك روز و دو روز و اسهال لطيف از صفرا بايد كرد تا نقصان در كيفيت خون نيز شود كه در علاج او دخل است به مثل نقوع مسهل و يا بمطبوخ فواكه و يا آب انارين با هليله و اما شربت از نيلوفر و عناب بايد داد عناب ده عدد و نيلوفر دو مثقال و غذا ماش مقشر