محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

30

تحفه خانى ( فارسى )

و محل او بطن اوسط در دماغست و رابع قوت واهمه است و او قوتيست كه مدرك معانى جزئيه كه متعلق بمحسوسات است از موافقت و عدم آن و صداقت و عداوت و محل او بطن اوسط از دماغ است و خامس حافظه است و او قوتيست كه خزانه جواهر معانى مدركه و واهمه است همچنانچه خيال خزانه صور محسوسه است و محل حافظه بطن آخر از دماغ است و اما مدركه عقلى و كلام طبيب و سعى او درين مقام اضاعت بضاعت است زيرا كه خلل و آفت در افعال عقلى واقع نمىشود الا بلحوق آفت در يكى ازين قواى مدركه و تدبير در نقصان و بطلان افعال عقلى تدبير اين قوى است و طبيب متدرب محتاج بتخصيص نظر به اين افعال و مبادى او نيست و اين جمله از مسلمات اطبا است و اما قوى محركه منقسم است بباعثه و فاعله و قوت باعثه قوتيست متداعى حركت بجانب نافع بحسب نفس امر يا مظنون و يا متداعى حركت بجانب ضار نفس امر يا مظنون فاسد و مدركهء فاعلى قوتيست مستعمل عضل مطيعه مرين باعثه را در مبحث عضل وجه اطاعت او مذكور شد و افعال نيز منقسم است باعتبار انقسام قواى و افعال حيوانيست طبيعى و نفسانى و فعل صادر از قوت واحده را بسيط مىنامند و صدور فعل از قواى متعدده را كه مركب مىنامند مثل جوع كه حصول او به دو قوتيست كه آن جذب طبيعى و احساس است [ 13 ] مقاله در بيان معرفت مرض 2 و مرض را چنين تعريف كرده‌اند كه هيئت بدنيست كه جميع افعال صادره به او ماوف و غير سالم باشد و صحت هيئت بدنى طبيعى كه جميع افعال