محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

31

تحفه خانى ( فارسى )

صادره با او صحيح و سالم باشد و آفت در فعل سه قسم است تغير و نقصان و بطلان مثال تغير مثل تخيل انسان صورتى را كه در خارج وجود ندارد و مثال نقصان مثل ضعف بصر و بطلان آنكه متصف بغمى گردد پس هيئت بدنى كه موجب آفت باشد بىواسطه آن را مرض مىنامند و هيئت بدنى كه موجب آفت بواسطه باشد آن را سبب مىنامند آن را كه تابع مرض باشد عرض مىنامند مثال مرض هرجا كه موجب آفت در فعل باشد صداع مثلا و مثال سبب ادويه و اغذيه حاره حريفه و يا باردهء تفه و مثال عرض حدوث التهاب و شورش و خليدن بعد از حصول صداع و معرفه اين به اين طريقست كه بانعدام مرض مىشود اگر صداع زايل شده و التهاب باقى باشد طبيعت ثابت نمىشود و عرضه او مسلم نيست بلكه او مرضيست اصاله پس عرض آنست كه تابع مرض باشد به اين معنى كه وجود او مرتب بر وجود مرض شود و عدمش بر عدم آن همچو حدوث قولنج كه او عبارت از احتباس اثقال است در امعا و يا رياح و وجع شديد كه مترتب بانسداد اثقال است و گاه مرضى بسبب مرض ديگر مىشود و درين مقام دو اعتبار است زيرا كه به اين ملاحظه كه احداث مرضى كرده است سبب است و به اين ملاحظه كه هيئت بدنيست كه در حد ذات خود جميع افعال صادره به او ماؤف است مرضيست و گاه باشد كه در شئ واحد اعتبار سبب و مرض و عرض در يك آن جارى باشد باعتبارات مختلفه مثلا ذات الجنب كه مرضيست حاد كه يكى از اعراض او سعال است و هرگاه كه اين عرض مستحكم شود موجب تفرق اتصال است در عضو باطنى مثل اغشيه و معاليقى كه بعضى اعضاى آويخته است مثل ريه و غير ذلك و يا تفرق در مجارى ريه و اين عبارت از سل است پس هر تقدير اجتماع سبب و مرض و عرض