محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
29
تحفه خانى ( فارسى )
بقوام صالح بترقيق غليظ و تغليظ رقيق و دافعه از براى دفع چيزى كه هاضمه از شغل او فارغ شده و بدن را به او احتياجى نيست مثل براز و بول و مر اين چهار قوت را نيز چهار خادم است از كيفيات اربعه كه حرارت و برودت و يبوست و رطوبت باشد و خدمت حرارت بالذات است و خدمت برودت بالعرض زيرا كه افعال اين قوى تحريكات است و حرارت معين حركت و برودت مانع از آن و جاذبه و هاضمه احوج قوى است بحرارت همچنان ماسكه احوج قوى ست به يبوست و هاضمه در كيفيت منفعله احوجست به رطوبت و دافعه را احتياج به يبوست قليله است و حرارت قليله و جاذبه احوجست كه به يبوست از آن سه ديگر و اما قوى نفسانى منقسم مىشود بمدركه و محركه و مدركه نيز منقسم مىشود بحسى و عقلى و حسى نيز منقسم مىشود بحس ظاهر و حس باطن و اما حواس خمسه ظاهره باصره و سامعه و شامّه و ذايقه و لامسه است اما حواس خمسهء باطنه اوّل حس مشترك است كه او را به زبان يونانى بنطاسيامى نامند و اين قوتيست كه جميع صور محسوسات بحواس ظاهره متادى به او مىشود و او حكم حوضى دارد كه پنج جوى دروى ريزد و محل او اول بطن مقدم از دماغست و ثانى خيال است كه او را مصوره نيز مىنامند و او قوتيست كه آنچه حس مشتركه قابل است و او آن را حافظ است از صور محسوسه بوقت غيبت آن و محل او بطن اوّل از دماغست و ثالث متخيله است كه او متصرف است در صور محسوسه و معانى جزئيه كه قايم به اوست بتركيب و تفصيل مثل تخيل حيوانى با دو سر و اين تركيب اوست و يا انسان بىسرو اين تفصيل اوست و لا يزال فعل او ازين هاست و اگر صدور فعل ازو بروفق اطاعت عقلست و او را مفكّره مىنامند