محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
406
تحفه خانى ( فارسى )
بر غذاى ماكول و علاج درين مقام خوردن اغذيه غليظه كه دير هضم شوند مثل قليها كه در آن زردك باشد و خوردن گوشت كله و هريسه به گوشت گاؤ و نشانيدن عليل در آب سرد و مسكن در امكنه بارده ساختن و بر زمينهاى سرد نشستن و روغن بنفشه و يا موم روغن بنفشه ساختن بر بدن ماليد و بعد از خوردن طعام روغن آس كه مراد روغن مورد است و روغن معمول از بيد بر معده و بدن ماليدن بسيار مفيد است و يا سبب حدوث اين علت در استفراغ بسيار است و جوع بسيار كه بدن محتاج به غذا شده است و جميع اعضا را غذا مطلوبست و شهوت غذاى كسانى كه از بيمارى بر خواب اند ازين مقوله است و علامت اين تقدم اسباب مذكوره است از آنچه معدود شد و و علاج درين صورت دادن غذاى كثير التغذيه است به چند كرات اندكاندك و يا بحسب ماده بر مقدار تسكين جوع باشد و بحسب كيفيت ضرر رساند و عليل را حذر از اختيار تعب بايد كرد و راه بسيار نبايد رفت و از جميع حركات بدنى كه اختيارى است پرهيز بايد كرد و از حركات نفسانى نيز زيرا كه از حركات نفسانى بدن نيز متاثر و منفعل است و بالجمله از هر چيزى كه موجب تحليل است حذر بايد كرد و از دخول حمام اشد حذر و يا سبب حدوث اين جوع وجود كرمهاست و حيّات اوست در بدن كه غذا صرف ايشان مىشود و آنچه كيلوس مىشود ايشان مىخورند و علاج درين صورت بعد از احساس اسقاط ايشان است بادويه كه مسقط و مهلك اين كرمهاست و گاه سبب در حدوث اين علت اجتماع و برهم نشستن خلط بلغم غليظ ترش است در فم معده و علامت آن علت تشنگى و ترشى دهن و آروق ترش و بسيارى براز با بلغم علاج درين مقام تنقيه معده است از خلط مذكور و به خوردن جلاب از بادرنجبويه سه درم و از بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته سه درم و از گلقند عسلى ده درم و غذا درين صورت