محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

347

تحفه خانى ( فارسى )

اگر چنانچه آنچه درمانده است مدرك بحس بصر شود آن را بآلتى كه موضوع از براى همين معنى ساخته‌اند بايد گرفت و اگر مدرك بحس نباشد علاج ضربه است بر خرز كردن كه مراد به آن پيوند اوست و پا از جانب قفا بر محاذات سينه و درين مرض ضرب خالى از خطر نيست زيرا كه گاه ضرب سبب استحكام خار و استخوان در محلى كه محكم شده است مىشود و از آنچه پيش داخل شده بود پيش مىآيد و ديگر بيرون آمدن او مشكل است و اين سبب هلاك است و علاج ديگر آنست كه از اغذيه مزلقه كه در آن از لاق قوى باشد بايد داد كه آنچه درمانده است از آن موضع بلغزد و بيرون آيد مثل اثاله از آرد باقلى كه درو مثل تخم مرو و يا تخم ريحان و امثال آن انداخته باشد و ديگر آنست كه لقمه كلانترى از گوشت و يا غير آنكه تواند فروبردن برشته محكمى استوار ساخته يكسر رشته بدست كسى كه دهد و لقمه را فروبرد همين‌كه لقمه از حلق تجاوز كند رشته را به قوت بيرون كنند كه البته انجير كه به حلق درمانده به اين لقمه متعلق شده بيرون مىآيد و اين از تدابير حسنه است درين بليه و علاج در اخراج زلوك كه در حلق چسپيده است بآشاميدن و غرغره كردن سركه و نمك است و يا غرغره به سركه و تخم قجى بايد كرد و يا به تخم تراتيزك و يا غرغره به سركه و سير كوفته و با سركه خلط كرده غرغره بايد كرد و خوردن سير فقط نيز سبب بيرون آمدن زلوك و كشتن اوست و يا در حلق بوره و نوشادر و تخم قجى بايد دميد و دميدن زاج در حلق نيز بيرون آرنده اوست و از تدابير حسنه درين مقام اينست كه عليل را بگرم‌خانهء حمام بايد درآورد و چندان مكث بايد فرمود كه نزديك بغشى رسد و درين حين گل بابرق و يا يخ نيك سرد ساخته بر دهن عليل بايد داشت