محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

333

تحفه خانى ( فارسى )

و خلاصى از آن مشكل است . [ 140 ] مقاله در بيان امراض لسان و از جمله امراض زبان ورم اوست و ورم زبان يا ماديست و يا ماده خالى ازين نيست كه دمويست يا صفراوى و يا بلغمى است و يا سوداوى و اگر ماده دمويست علامت آن سرخى زبانست و سوختن او و قلت سيلان لعاب از زبان و دهن و علاج درين مقام فصد قيفال است و اخراج خون به قدر قوت و واجب و حاجت و تليين طبيعت بحقنه و اگر نتواند چيزى آشاميد و اگر تواند بمطبوخ فواكه يا ترنجبين و شيرخشت و خيارشنبر از هركدام پنج مثقال درين مطبوخ حل كرده صافى ساخته بر نهار بخورد و يا در آب آلوى خشك كه تر كرده باشند و جلّاب از عناب ده عدد و بنفشه دو « 1 » مثقال و قند هفت مثقال اول عناب و بنفشه در قدرى آب كه ملايم باشد جوشند و به نيم آورده از كرپاس گذرانيده صافى ساخته قند آميخته نيم‌گرم بايد داد و غذا ماء الشعير بايد داد و اگر سبب صفرا باشد علامت آن جوشش زبان و بشره است كه مراد دميدن چيزهاست بر روى زبان و بسيار وجع و الم و سوختن و عطش و زردى رنگ زبان و علاج درين مقام خوردن جلاب هر صباح از تمر هندى ده درم و آلوى بخارا ده عدد و عناب ده عدد شكر ده درم مجموع ادويه ترتيب داده و طبخ كرده بر وجهى كه رسم است بايد اختيار كرد و غذا ماء الشعير و قاتق آب انارين معصور با حشم و يا آب خيار و هندوانه بجاى شربت بايد داد و تليين طبيعت به اين ادويه بايد كرد سناى مكّى هفت درم آلوى بخارا و عناب و سپستان از هريك ده عدد بنفشه تر و خشك

--> ( 1 ) ن - ده