محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
307
تحفه خانى ( فارسى )
[ 122 ] مقاله در بيان حدوث سفيدى در چشم و اين علت عبارت از بياض رقيق است كه بر ظاهر قرينه ظاهر مىشود و گاهى اين بياض غليظ نيز مىباشد و اكثر حدوث او بعد از قرحه عين مىباشد بواسطه طول چشم پوشيدن و كودكان را نيز حادث مىشود بعد از رمد و آن نيز بسبب انطباق پلك چشم است و ناكشودن او و ريختن مواد فاسده به چشم و عدم نور و ضيا كه محلل مواد است و اكثر چنين است كه علاج نمىيابد و مقطوع الطمع از ابصار است و زوال اثر او مشكل است و بالجمله علاج او تنقيه بدن و دماغ است بحب ايارج و حب بنفشه و ايارج جالينوس و جلّاب هر صباح از گلقند ده درم و از بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته سه درم مجموع ادويه چنان كه رسم است ترتيب داده و در آب مناسب طبخ كرده و به نصف آورده از كرپاس گذرانيده گلقند به آن آميخته نيمگرم بايد خوردن و غذا نخودآب با شيرهء مغز تخم معصفر و اكتحال باكحال جالبه بايد كرد و اگر احتياج بمقلى باشد تليين بايد داد كه مناسب مقام باشد و بياض صبيان را علاج به اين شياف بايد كرد كه مذكور مىگردد كندر انزروت و صبر سقوطرى و لعاب تخم مرود و دم الاخوين و سرمها و اقليمياى فضه اجزاى ادويه همه برابر مجموع ادويه كوفته و پيخته و به آب خمير كرده شيافها بايد ساخت هريك به مقدارى جوى و در سايه خشك كرده و ازين شياف بر سنگ به آب ماليده بميل بايد كشيد و ازين علت سرگين موش و سرگين كنجشك و سرگين اطفال و زبد البحر و انزروت و شكر هريك ازينها را نفع بليغ است و اگر از هريك جزوى و از بورهء ارمنى