محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
272
تحفه خانى ( فارسى )
بيشتر سبب احتباس طمث است كه خون حيض و مداوات و علاج آن ادرار و سيلان آنست بادويه مختصه به آن مثل دادن جلّاب از پرسياوشان و بيخ سوسن و رتك از هريك پنج درم و قند سفيد ده درم مجموع ادويه در قدرى آب بايد جوشيد تا به نيمه بازآيد از كرپاس گذرانيده صافى ساخته قند آميخته نيمگرم بايد آشاميد غذا درين مقام نخودآب و يا گوشت مرغ و يا آش زيرباج كه با سركه است و نخود است كه درو گوشت مرغ و يا بزغاله باشد و زعفران درين غذا البته بايد كه باشد بملاحظه تفريح و تلطيف خون و ادرار آن و از جمله چيزها كه معدود از ماليخوليا داشتهاند رعونت و حمق است و حبّ ترفع فوق القدر و پوشيدن جامها كه در ميان خلق عادت نيست و خيلا و تكبر بر شخصى را كه عادتا او محل اين نيست اين مذكورات در هركه موجود شود كه او محل اينها نباشد معدود از ماليخولياست و حبّ ترفع فوق القدر مثل گدايى كه او را داعيه سلطنت باشد و كسى كه هميشه جامه عادى در ميان خلق مىپوشيد بناگاه جامه از پوست خرس ساخته و بر سر زنگوله آويخته و در بازارها مىگردد و فقيرى كه به هيچكس تكبر داب او نبود بيك التفات بادشاهى دست و پا كم كرد و به همه درويشان جنس خود بلكه از جنس خود هم فزونتر تكبر مىكند اينها را از جمله ماليخوليا عدّ كردهاند و سبب اين معدودات آفت و خلل در افعال فكرست و علاج اينها نيز ترطيب مزاج دماغ است بروغنهاى حاره رطبه مذكوره سابقا و قطع و هجران از اسباب آن و نطولات مرطبه بر ميان سر ريختن مثل آبهاى كه درو حشايش حاره رطبه جوشيده باشند و غذا درين صورت ماء اللحم و يا نخودآب از گوشت مرغ و طيهو و درّاج بايد داد . و عشق كه عبارت از استحسان شمايل و صور حسينه است