محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

266

تحفه خانى ( فارسى )

بعيدتر است زيرا كه سودا كه از احتراق اخلاط ديگر از ما سوى خود است در كيفيت يبوست بكمال است خصوصا كه سوداى طبيعى كه در حد ذات خود يابس بوده باشد و احتراق يابد هرآئينه ايبس انواع سودا خواهد بود پس در علاج اعسر باشد و چون يبوست غالب باشد عاصى از قبول نضج خواهد بود و اجابت « 1 » و علامت اين نوع بسيارى فكر و غم و تخيلات فاسده رديه است و گريستن و حب خلوت و وحدتست و علاج درين مقام تنقيه دماغ و جميع بدن است از اخلاط سوداوى بحب افتيمون و بمطبوخ او و ايارج جالينوس و ايارج لوغاذيا و معجون بخاح مرة بعد اخرى و آشاميدن جلاب هر صباح از بادرنجبويه و گاو زبان و نيلوفر و بنفشه خشك از هريك سه درم و از گلقند قندى ده درم و غذا نخودآب با شيرهء مغز بادام شيرين و يا تخم معصفر و اندك ماش مقشر و بوقت ظهور نضج در قاروره تليين طبيعت و اسهال بمطبوخ افتيمون و يا بمطبوخ هليله سياه بروجه مذكوره بايد كرد و آشاميدن ماء الجبين يا افتيمون و تليين طبيعت به او درين مرض بسيار نافع است . ماء الجبن كه درين علت نافع باشد بدين‌طريق بايد گرفت شير بز اگر سرخ رنگ آن بر كبود بهتر باشد يك رطل و مقرر است كه رطل نود مثقال است و در ديكچه پاكيزه شير را بايد جوشيد به آتش آهسته و بوقت جوشيدن يك اوقيه سكنجبين ساده در وى بايد انداخت و بقا شقى تحريك بايد كرد تاثير بريده شود همين‌كه پريد و زردآب از پنير جدا شدن گرفت ديگ را بايد فرود آورد مجموع زردآب و پنير را در كرپاسى سفيد بايد ريخت و بر روى كاسه بايد آويخت تا زردآب كه ماء الجبن عبارت از آنست بآهستگى درين ظرف فرود آيد و نبايد افشرد كه پنير از وى فرود آمده مخلوط نشود كه او اجزاى قابضه است و قدرى افتيمون درين ماء الجبن آميخته بايد بر نهار آشاميد و قيمه مذكوره سكنجبين در گرفتن ماء الجبن هفت

--> ( 1 ) ن - به سهولت نخواهد شد پس ردأت اين از جمله ماليخوليا است .