محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

245

تحفه خانى ( فارسى )

و سوى هضم مىباشد به اجتماع مجموع و يا بانفراد هريك و علامت وجود آن اسبابست و علاج درين مقام علاج سبب است و تنقيه بدن از موجب و سعى باصلاح هاضمه . [ 102 ] مقاله در بيان سبات سهرى و سبب او اجتماع اسباب سبات و اسباب سهر است و اختلاط بلغم است با مره صفرا و علامت او خواب طويل در وقتى و در وقتى بيدارى بافراط با قلق و اندوه و سبب در حالتين آنست كه وقتى سوء المزاج بارد مستولى بر دماغ مىشود و احداث نوم طويل مىكند و اگر سوء المزاج حار مستولى بر دماغ مىشود احداث غلبه بيدارى مىكند و از علامات انتفاخ رو و بشره و سرخى آنست در بعضى اوقات و علاج درين مقام تنقيه بدن و دماغ است از خلط غالب موجب بحبوب و حقنه و تبديل مزاج بحسب واجب و اين وابسته بحدث طبيب متجربست و حبى كه نافع است درين مرض بدين صفت است تربد تراشيده بروغن بادام چرب كرده يك درم سقمونيا كه محموده است نيم دانگ ( از مثقال ) باديان و تخم كرفس از هريك نيم درم بنفشه خشك دو درم پوست هليله زرد يك درم نمك نفطى نيم درم مجموع ادويه كوفته و پيخته و به آب باديان خمير كرده بايد حبها ساخت هريك به مقدارى كه به آسانى توان فروبردن و بعد از پرهيز و جلّاب در مرض و نضج ماده سحر بايد خورد و تا وقت نيم روز صبر بايد كرد تا عمل دارو آخر شود و بعد از آن شربت ملايم مزاج بايد اختيار كرد چنانچه معهود و رسم اطبا است و غذا آخر روز اختيار بايد كرد اگر چنانچه ضعف غالب نباشد و الّا بعد از شربت بزمانى غذا اختيار بايد كرد حقنه كه درين مرض نافع است بر اين وجه است سناى مكّى پنج درم سبوس گندم