محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

209

تحفه خانى ( فارسى )

بنفشه خشك دو درم و سقمونياى مشوى در جوف سيب ما به نيم دانگ و دو حبّه و تربد سفيد مجوف تراشيده بروغن بادام جرب كرده يك درم و رب سوس نيم درم و پوست هليله زرد يك درم مجموع كوفته و پيخته و به آب حبّها بايد ساخت هريك مقدارى كه به آسانى توان فروبرد و اين شربت واحد است بعد از جلاب منضج پنج شش روزه و غذاى ملايم اين جلاب بوقت سحر بايد اختيار كرد و تا وقت نيم روز توقف كرد تا عمل دارو آخر شود و بعد از آن شربت از قند ده مثقال و اسبغول شسته يك مثقال در چهار قاشق آب سرد شربت كرده بايد آشاميد و غذا بتاخير در روز دارو چنانچه اگر از دارو نيمروز خلاصى بايد غذا ميان پيشين و عصر بايد اختيار كرد و اگر پيشين خلاص شود بوقت عصر اختيار بايد كرد و اطبا در تاخير غذا بعد از دواى مسهل مبالغه دارند و سبب مبالغه آنست كه چون امعا آلوده بدواى مسهل شده است و اگر غذا زودتر خورده شود آن غذا نيز آلوده بدوا مىشود و چون طبيعت مشتاق بدل مايتحلل شده است غذاى مخلوط بدوا را جذب به قوت كرده باعماق بدن ( عروق ) مىبرد و بمكث منجر باسهال مزمن مىشود كه طبيب از علاج او عاجز است و اين تركيب از هر صداع حار مفيد و اگر صاحب صداع اختيار حب نتواند كرد تدبير اينست كه سقمونيا نيم دانگ بر وجهى كه وصف كرده شد كه مدبر باشد و قدرى آلو بخارى شيرين پاك كرده از گرد و غبار و در ديكچه بايد انداخت و آب قدرى كه بالاى او دو انگشت مضموم بايستد و به آتش آهسته بجوشند تا آلو مهرا شود و فرود آورده بدست بايد ماليد و از كرپاس گذرانيده ديگر در ديكچه انداخته به آتش آهسته بجوشند تا نيم بماند و بعده قدرى قند كه باعتبار دو آب آلو باشد و يكى قند