محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

210

تحفه خانى ( فارسى )

و سقمونيا درو انداخته و به آتش آهسته بقوام بايد آورد و صاحب صداع پنجاه درم ازين شربت بعد از پرهيز غذا و جلاب پنج شش روز بر نهار اختيار نمايد و اين شربت اصحاب يرقان و حميات حاره را و كسانى را كه ايشان را احتياج به مسهل قوى هست نيز بسيار نافع است و چون حبوب و مطبوخات كثيرة الادويه كه در ايشان بشاعه و كراههء طعم است معدهء آن‌چنان اشخاص قبول نمىكند و متاذى بقى مىشود استعمال اين‌چنين شربت در مواد صفراوى و اخراج آن مناسب است . طلا كه تسكين صداع حار كند و طلا كه درين مقام نافع باشد و تسكين صداع حار بكند در لحظه از اجزاى آن افيون طسو « 1 » و پوست خشخاش يك درم كوفته و بيخته و به آب برگ خس كه آن كاهوست و يا برگ خس تنها را گرفته بر موضع وجع طلا بايد كرد و خوردن كاهو از صداع حار بسيار نافع است . صداعى كه از سوء المزاج بارد بادى باشد و صداعى كه از سوء المزاج بارد بادى باشد و اين دو قسم است بلغمى و سوداوى و صداع بلغمى را سبب فرورفتن بلغم است در اغشيه دماغ و جنگ در زدن آن در عروق دماغ و يا سردى غشاى سر است و يا سبب برهنه كردن سرست در هواهاى سرد و متاثر شدن سر از آن و يا آشاميدن اشربه بارده بالطبع يا بالفعل علاماتها اسباب گرانى سر است و شدت وجع و

--> ( 1 ) كناره - كونا - سرا - هر چيز كاچوبيسوان حصه - چوتهائى دانگ