محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

198

تحفه خانى ( فارسى )

خارجى مثل آنكه در وقت از بالاى بشيب فرود آمدن مثل يا دست بر چيزى رسد و درين نوع بستن ملايم بعصابه كافيست و با او اندكى از ادويه كه درين امر مفيد است مثل زفت و روغن بابونه و امثال اين هرگاه كه اجتماع شدخ و فسخ شود يعنى تفرق هم در لحم باشد و هم در عظم يا غضروف ابتدا بعلاج شدخ بايد كرد و اما در علاج سقطه و ضربه فصد و جذب از خلاف بايد كرد و پرهيز از گوشت و تلطيف در غذا و استعمال ادويه كه در معالجات اينها از اطليه و اضمده و مراهم بطريق جزئيه و خصوص مرض در محلش مذكور است بايد كرد . [ 93 ] مقاله در بيان داغ نهادن و ببايد دانست كه داغ نهادن در بعضى امراض و قروح خبيثه عتيقه از جمله معالجات پسنديده است اما او بعد از يأس از معالجات ديگر و در آخر امراض مذكوره بايد و ازين است كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه آخر الدواء الكى و فايده داغ در محلى كه فرموده‌اند منع انتشار فساد و تقويت عضو ماؤف است كه در او سوء المزاج بارد حادث شده است و ديگر تحليل مواد فاسد كه بعضو ماؤف شده و فايده ديگر حبس و تسكين خون از محلى كه سيلان مىكند و هرگاه معالج بغرض تسكين خون از سيلان عضوى را داغ مىكند مىبايد كه داغ را عميق‌تر كند تا محل آفت متاثر شود موجب خشك ريشه بر محل داغ باشد و اگر چنانچه معالج از براى اسقاط گوشت زايد از جراحت مىكند مىبايد كه مطلع بر حذ صحيح جراحت از فاسد شود و از حد صحيح محل وجع است زيرا كه آنچه فاسد شده است آن را الم و وجعى نمىباشد زيرا كه ازو